از نارسیسیسم سالوادور دالی تا اشعار کیریکو | خلاصه کتاب مکتب‌های ادبی

از نارسیسیسم سالوادور دالی تا اشعار کیریکو
خلاصه کتاب مکتب‌های ادبی | قسمت دوم

تألیف و ترجمه : رضا سید حسینی | نشر نگاه

سایت تندیس تلخیص میثم تقی خانی


نارسیسیسمدر شماره پیش به شرح نظریات برتون، نوع زیبایی شناسی سورریالیسم و نوع راهبردی که در اندیشه‌ها و نظریه های آنها اشاره شده پرداختیم که وجه مشترک شعر کلامی و شعر تجسمی را در سورریالیسم توجیه می‌کند. برتون ادامه می دهد: «حقیقت این است که شعر در نقاشی، میدان عمل وسیعتری پیدا می‌کند و چنان به خوبی در آن مستقر شده است که امروزه نقاشی می‌تواند بزرگترین دخالت را در موضوع خود داشته باشد یعنی به گفته هگل قدرت‌های زندگی روحی را بر آگاهی ما عرضه کند. در وضع فعلی هیچ فرقی از نطر غایتی که دنبال می‌شود، بین شعر الوار یا پره و یک تابلوی ماکس ارنست، خوان میرو یا ایوا تانگی وجود ندارد. نقاشی که از قصد بازسازی اشکالی که از دنیای خارج می‌گیرد آزاد شده است، به نوبه خود با استفاده از یگانه عنصری که هیچ هنری نمی‌تواند از آن منصرف شود، تصور درونی خود یعنی تصویری که در ذهن دارد را عرضه می‌کند.»
نارسیسیسمبدین سان در تناسخ نارسیس، سالوادور دالی، به شعر خود تابلویی اضافه می‌کند با عنوان «دو صفحه‌ای» که در آن دو نقش ظاهراً شبیه هم دیده می‌شود: اولی نارسیس را نشان می‌دهد غرق تماشای خویشتن که سر بر زانو نهاده و افسرده است، دومی یک دست سنگی که تخم مرغی را گرفته است و گل نرگس از آن سر در آورده است. شعر و نقاشی مکمل هم هستند؛ به گفته اندره لوت برای اولین بار یک تابلو و یک شعر سورئالیستی به‌طور عینی تعبیر همانندی از یک موضوع غیر عقلانی دارند. نارسیسیسمبدین سان نقاشی نیز مانند شعر بیان زندگی ثانویه انسان است. تابلویی از کیریکو یک زن عظیم جثه را از مرمر نشان می‌دهد که روی یک صندوق چوبی خوابیده است؛ که به راه آهنی ختم می‌شود. همه آنها به رنگی است که از هنر معماری گرفته شده است و به گفته ژاک ریویر نمی‌تواند هیچ مفهوم زیبایی شناختی داشته باشد، اما هیجان مبهمی را در روح ایجاد می‌کند ناشی از اینکه نمی‌داند که آیا خودش یک دنیا می‌سازد یا جنبه‌ای از دنیا را کشف می‌کند. کریکو شاعر نیز بوده است و پل الوار به هنگام سخن  گفتن از شعرش او را «شاعر درون فلسفی جهان» می‌نامد.نارسیسیسمسوررئالیست‌ها در مورد این برداشت خاص از نقاشی که هنرمندان متعددی به سوی آن کشیده شدند، با وجود بیزاری‌شان از امپرسیونیسم، حرکتی را که این مکتب آغاز کرده بود و عبارت از الهام گرفتن از اشیا است برای اینکه بهتر به درون خویش بازگردند، ادامه می‌دهند. آنها ضمناً تحت تأثیر سزان بوده‌اند که به گفته آندره برتون پدر معنوی رمبو و پدر سوررئالیسم در نقاشی است. اما مکتبی که در نظر سوررئالیست‌ها کشف مهمی شمرده می‌شود کوبیسم بود که با وسایل مادی قطع رابطه کرده، احتیاجات عملی را پشت سر گذاشته و با این عمل در نجات انسان از زندگی روزمره سهم داشته است.نارسیسیسمدر این میان به ویژه پیکاسو است که تحسین برتون را بر می‌انگیزد، زیرا او اولین کسی است که با جدا کردن اشیا از مفهوم رایجشان آنها را عاری از مکان کرده و به هنر نوعی جنبه قانون شکنی را تحمیل کرده است. تابلوهای او خیال‌های دوران کودکی را جان دوباره می‌بخشد، که در آنها دنیا با همه طراوت و تازگیش ظاهر می‌شود. با این همه اگر آنها با عصیان بر ضد چشم‌انداز مبتذل واقعیت خارجی رد گم می‌کنند، نمی‌توان گفت که فقط زاییده اتوماتیسم هستند، زیرا برای پیکاسو نوعی اراده آگاهی کلی وجود دارد که شاید برای اولین بار، کوشش او را جهت‌دار می‌کند. احتیاجی نیست از او بپرسیم که برای جدا کردن انسان از قراردادها به چه وسایلی نیاز است. پیکاسو برای آن در نظر برتون این همه بزرگ است که پیوسته در قبال چیزهای خارجی، حتی چیزهایی که از خود او ناشی می‌شوند، حالت دفاعی به خود می‌گیرد. هرگز آنها را بین من و جهان حفظ نمی‌کند، مگر برای لحظات تعلیق. باید هرگونه پیش داوری زیبایی شناختی و عقل و منطق را فراموش کرد تا بتوان چنین آثاری را پذیرفت.نارسیسیسم

قسمت قبل از خلاصه کتاب مکتب های ادبی را اینجا بخوانید:
[su_posts id=”48267″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]