در قلب هر هنرمندِ ایرانی یک افلاطون می‌تپد!

در قلب هر هنرمندِ ایرانی یک افلاطون می‌تپد!
معرفی کتاب زیبایی و فلسفه هنر در گفتگو: افلاطون

سایت تندیس به قلم علی یحیایی


معرفی کتاب زیبایی و فلسفه هنر در گفتگو: افلاطون

 معرفی کتاب این هفته اختصاص دارد به فیلسوفی که خودش و شاگردش از غرب بیشترین تاثیر را در مسیرِ تفکر و حکمت شرق داشتند. ما در ایرانِ پیش از اسلام و بعد از اسلام با افلاطون روبرو بوده ایم. از پزشکانِ یونانیِ دربارِ هخامنشی که تحفه افلاطون و ارسطو با خود به این سرزمین آوردند تا حضور جدی تفکر یونانی به واسطه زبانِ سریانی در جندی شاپور و در نهایت تجمع عیسویان و حرّانی‌ها و ایرانی‌ها در دارالحکمه بغداد بساطِ تفکرِ یونانی در شرق چنان پهن شد که به زورِ بسیاری از حکومت‌ها هم جمع نشد. از ابن سینا و فارابی و سهروردی تا میرفندرسکی و ملاهادی سبزواری که در خونشان گلبولهای قرمز افلاطون و ارسطو هست تا اساتیدی همچون نصر، بلخاری و دینانی که در جاده‌ی کم رفت و آمدِ افلاطون در حالِ راه پیمایی هستند تا بسیاری از ما، بی آن که بدانیم در این راه مشغولِ پیمودن هستیم. هر چند که باید بدانیم، افلاطون شاگردِ اساتیدی است که پیش‌تر، از اجدادمان در ایرانِ باستان درس گرفته‌اند. این روند من را یاد این شجره شناسی جدید می‌اندازد که یک انگلیسی می‌فهمد اجدادش از سرزمینهای گرم عربستان بوده است تا یک افغانی که می‌فهمد جدش یکی از نژادهای اروپایی است.

معرفی کتاب زیبایی و فلسفه هنر در گفتگو: افلاطون
افلاطون تاثیر مهمی در راهِ فکر کردن به هنر دارد و شاگردش در ادامه راهش، تاثیرِ هزارساله‌ای در فرایندِ نظریِ هنر دارد. اما همه می‌دانیم همه چی از ایدهای مطلق گرای افلاطون شروع می‌شود. در قلبِ هر هنرمندِ ایرانی یک افلاطون است که یا سر بریده شده یا به حکم حبس ابد در حال سپری کردنِ ایام است. بی‌شک آشنایی با اندیشه‌های مردی چنان بزرگ که تا تاریخ هست نام او هم هست، درباره‌ی هنر، ضروری می‌نماید. کتابِ «زیبایی و فلسفه هنر در گفتگو: افلاطون» پرونده‌ای است که فرهنگستان هنر انتشار داده است و شماره اول آن به افلاطون اختصاص دارد. خانم «منیره پنج تنی» کوشش کرده است با طرح پرسش‌هایی تقریبا مشابه نظرِ پنج نفر از اساتید را نسبت به مفهومِ زیبایی و جایگاه هنر و هنرمند در تفکرِ افلاطون بداند و نتیجه را بعد از ویراست در اختیار مخاطب قرار دهد. «دکتر سعید بینایی مطلق»، «دکتر سید محمدرضا بهشتی»، «دکتر رضا داوری اردکانی»، «دکتر محمد ضیمران»، «دکتر شمس الملوک مصطفوی» اساتیدی هستند که در این کتاب موردِ پرسش قرار گرفته اند. این کتاب نگاهی جامع و وسیع درباره نظر افلاطون به زیبایی و هنر به مخاطب می‌دهد که هم کافی است و هم راه‌گشا و در نهایت برای یک محقق این سود را هم دارد که کدام ایده افلاطون را در کدام یک از کتاب‌های افلاطون بخواند. این کتاب بی شک برای همه کسانی که بخواهند به طور جامع در عین حال خلاصه با تفکر افلاطون آشنا شوند کتابِ مناسبی است و همچنین برای یک تحقیق دانشگاهی اطلاعات کاملی در اختیارِ مخاطب خود می‌گذارد. فرمِ کتاب که به شیوه گفتگو جلو می‌رود باعث شده خواندن کتاب روان و آزاد باشد. شما از هر جا می توانید شروع کنید و حتی بر اساس پرسش‌های خود می‌توانید به دنبالِ شبیه‌ترین پرسشِ کتاب بگردید. از اصلی ترین پرسش های کتاب عبارت هستند از، چرا افلاطون هنرمندان را از اتوپیای خود رانده است؟ ارتباط حقیقت با هنر، واقعیت با هنر، عشق با هنر چیست؟ افلاطون به چه نوع هنری می‌اندیشید؟ غایت زیبایی را کجا می‌دانست؟ آیا امر زیبا با روند ادراک حسی قابل درک است یا با عقل؟ معنی «تخنه»، «کالون»، «فوزیسس»، «پراکسیس»، «پوئسیس» چیست؟ رابطه هنر با اخلاق و معرفت در نگاه افلاطون چیست؟ وضعیت شاعران در دوره افلاطون چه بوده است؟ اگر هنر تقلید نباشد چگونه می‌تواند باشد؟ جایگاه الهام، شهود، نبوغ، خلاقیت در نگاه افلاطون چیست؟ در نگاه افلاطون چگونه می‌شود از جایگاه فروترِ «ممسیس» خارج شد و به جایگاه هنرمند حاضر در اتوپیا رسید؟ چه رابطه ای بین زیبایی و سودمندی است؟ در مواجه‌ی هنر مدرن با تفکر افلاطون چه اتفاقی می‌افتاد؟… و بسیار پرسش دیگر که در کتاب مطرح می‌شود همه فرصتی مغتنم است برای فهمیدن آراء افلاطون در باب امر زیبا و هنر.

معرفی کتاب زیبایی و فلسفه هنر در گفتگو: افلاطون
کتاب اجازه می‌دهد نظرات متفاوت و گاهی مخالف مصاحبه شوندگان را درباره افلاطون بدانیم. بسیاری به گمان این که افلاطون با هنرمندان سر جنگ دارد، هیچگاه به خود فرصت مطالعه آراء او را نداده اند. در حالی که با مطالعه تفکرات افلاطون متوجه می‌شویم بسیاری از مسائلی که در هنر و وضعیت هنرمند با آن درگیر هستیم از شبیه بودن تفکرات ما به افلاطون است. علاقه ما به رفتارِ اخلاقیِ هنرمند، هنرِ والا، دلبستگی ما به هنرِ حقیقی و یا حقیقتِ هنر، پرسش از ذاتِ هنر و نگاهِ معنوی به هنر، اعتقاد به الهام و تجلی امرِ زیبا در روحِ هنرمند قسمتی از پس زمینه فکریِ بسیاری از هنرمندانِ است که با نگاه افلاطون مشترک است.

در قسمتی از گفتگو دکتر سعید بینای مطلق درباره افلاطون می‌گوید: هنر اصیل، هنری استوار به معیارهایی مستقل از آرزوها و خواست‌های سوژه است. نتیجه دیگر این که، برخلاف آنچه ما می‌پنداریم، هنر ورزیدن( پیکرتراشی، صورتگری و …) اصلا یعنی آفرینش و خلاقیت. علت اینکه کسانی همچون افلاطون با رئالیسم به معنای امروزی واژه مخالفت می‌ورزیدند، برای همین بوده است. هنر رئالیستی، یعنی هنری که رونوشت و گرته برداری از اشیا باشد، در نظر ایشان فاقد خلاقیت است. صورتگری که تخت را ترسیم می‌کند، خلاق و آفریننده نیست. به عکس هنر زمانی اصیل و همراه با خلاقیت است که تقلیدی از آفریده‌ها یا تولیدهای الهی و غیر الهی نباشد، بلکه تقلید از شیوه‌ی آفرینش الهی باشد. برای همین هنرمند باید با حقایق الهی آشنا باشد، تا بتواند تصویری از آن را در جهان محسوس به دست دهد“.

معرفی کتاب قبل به قلم علی یحیایی را اینجا بخوانید:

[su_posts id=”57434″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”55771″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”41350″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”37903″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”33866″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”31895″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

نویسنده