خلاصه کتاب آسمانی و زمینی قسمت سوم

خلاصه کتاب آسمانی و زمینی قسمت سوم

سایت تندیس تلخیص: الهه رحمانی خاکی


 

تفاوت نسبتا عمیقی وجود دارد بین تعریف « قدمایی» و تعریف « معاصر » از پیام و ماهیت و وظیفه ی هنر . فردیت هنرمند در سنت و شیوه مستحیل می شود ، بی آنکه به کلی بی بها و یا فراموش شود . هنر های سنتی معمولا با بازگو کردن یک مفهوم جمعی – جمعی هم به معنای گروهی و هم به معنای « آرکی تایپی» آن – در حوزه محافظتی قرار می گیرند که بدون مخاطره ی چندانی ، حیات خود را تا قرن ها ادامه می دهند و با استفاده از توافقی تاریخی با مخاطب خود ، روندی مطمئن را در پیش می گیرند که موقعیتی دوگانه را بوجود می آورد ؛

خلاصه کتاب آسمانی و زمین قسمت سوم

از یک سو می توانند با آسودگی خاطر از پیشینه ی طولانی خود و بدون بیم از ترس نشدن به تولید انبوه بپردازند – که این حسن آن است و از سوی دیگر به طاس لغزنده ی تکرار ملال انگیز و یکنواختی قالبی سقوط کنند و تماس خود را با جهان موجود در مسائل زنده و خاص آن از دست بدهند – که عیب آن است . در هنرهای سنتی ما شکل الگویی بسیار اهمیت دارد و برای شکل گیری آن ، نسل های متعددی از هنرمندان برجسته جستجو می کنند و حاصل جمع جستجو هایی چنین دور و دراز به صورت « صورت نهایی» و الگو شده در می آید . ولی در آن زمان مطرح شدن نام هنرمند به صورت اختصاصی باب نبود و فردیت هنرمند جای خود را به شیوه ی جمعی می داد و هر ابداعی که از « من» های مختلف پدیدار می شد ، در همان بستر عظیم جاری می گردید . در متن هنر پس از اسلام ایران ، به ندرت شاهد شدت جلوه گری شیوه های شمایل شکن می شویم ولی در همین زمان یعنی بعد از گذر از رنسانس قرن های پانزدهم و شانزدهم میلادی ، هنر « انقلابی و شمایل شکن » بوجود می آید و در این سو به وجود نمی آید و در امتداد همین شمایل شکنی و انقلاب گری است که کوربه ی فرانسوی اثر معروفش « مرکز عالم » را نقاشی می کند که تا یکصد سال پس از او به نمایش در نمی آید

خلاصه کتاب آسمانی و زمین قسمت سوم

و یا هنرمندانی مانند مارسل دوشان و اگون شیله آثاری به وجود می آورند که یکسره مفاهیم ماقبل خود را به چالش می کشند اما متانت و تدریجی که در شکل و شیوه ی هنرهای ایرانی دیده می شود نشانه ایست از ضرباهنگ ملایم تفکری که بسان تفکر و جهان بینی هندی و چینی آرام و از سر صبر بگوییم عارفانه به منظر جهان نگاه می کند . تحول تدریجی خط به تدریج و آرام و آرام به دست استادانی مانند میر علی هروی ، میر عماد قزوینی ، درویش عبدالمجید طالقانی و میرزا غلام رضای اصفهانی ، و میرزا رضای کلهر با ایجاد ترکیب ها ، اصلاح ها و ابداع های تازه در حروف و مفردات و اتصالات به وجود آمد در ادامه رعایت چنین اصول و آدابی لابد لحظه ای استقلال و احراز شیوه و سبک شخصی خوشنویس نیز فرا می رسیده است و نشانگر « من » یا «اگو » ی هنرمندی است که در صدد رها شدن از چهار چوب محدود کننده ی سلیقه های رسم روز است و می خواهد اثری را بوجود بیاورد که مشخصه ی حضور و معنای او در جهان معاصرش باشد ، حضوری خاص و متفاوت که بتواند دستاوردی دیگر گونه را عرضه کند .منتهی این خلاقیت در سطحی بسیار پیچیده و حساس اتفاق می افتد ؛ سطحی که در آن هر حادثه ی عظیمی در درون ابعادی ظریف صورت می گیرد که بازتاب بیرونی و طول موج خاص آن برای غیر اهل فن چندان محسوس نیست .

خلاصه کتاب آسمانی و زمین قسمت سوم

شیوه ی مسلط و رسمی یک دوران به خاطر شدت تکرار و تقلید و یکنواختی به اشباع می رسد و هنرمند خلاق و پیشتاز با درک این موضوع راه کارهای تازه و شیوه های متفاوت را پیشنهاد می دهد . در خصوص خوشنویسی میتوان مثالی را در جهت تغییر در سبک نوشتاری در این میان آورد ؛ به طور مثال بعضی مانند میر عماد این امتیاز را داشته اند که عمق و وسعت تاثیر گذاری شان را در دوره ی حیاتشان شاهد باشند ،و بعضی هم مانند کلهر اثر گذاری تغییر دهنده شان را نمی بینند و متوجه نمی شوند . میرزا رضای کلهر کاربردی فکر می کرد و در دوران خود کتابت را با چاپ آشتی داد تا از منسوخ شدن آن جلوگیری کند ، تلاشی که ثمره ایی نداد و خوشنویسی در غالب کتابت منسوخ و منحصر شده به اشعار حافظ و سعدی که به صورتی غریب و مهجور ، غیر قابل قرائت برای انبوه نسل جوان گردیده است.

قسمت‌های قبلی این پرونده را اینجا ببینید:[su_posts id=”57622″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”57838″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

نویسنده