سه شنبه , ۲۵ تیر ۱۳۹۸
خانه | پژوهش | عکاسی یا نقاشی؟ مسئله این است…

قسمت دوم

عکاسی یا نقاشی؟ مسئله این است…

عکاسی یا نقاشی؟ مسئله این است…
عکاسی و نقاشی | برشی تاریخی
قسمت دوم: طوفانِ تغییرات فرا می‌رسد
آوام مگ: به قلم نویسنده مخاطب بامداد امین زاده
photography or painting 2
اثر جف وال

در قسمت نخست این متن، در باب رابطه‌ی میان عکاسی و نقاشی و نسبت آن با تاریخ هنر مطالبی بیان شد. دانستیم پس از ابداع عکاسی، نقاشان سده‌ی نوزدهم با بیانی سوبژکتیو‌تر در پیِ کشفِ جهان و عکاسان صرفاً در پی بازنمایی عینی جهان بوده‌اند؛ به‌نوعی در این دوران «عکاسی، تبدیل به پارادایم تصویری تازه برای رئالیسم شد.»[1] اهمیت نقاشی و عکاسی و تأثیر و تأثرشان بر دیگری بر هیچ‌کس پوشیده نیست و استفاده‌ی این رسانه‌ها از کارکرد‌های دیگر برای غنای خود بحثی دامنه‌دار در فضای هنری جهان است. این رابطه در دوران معاصر، یکی از دلایل شکست قواعد صلب معناییِ هریک از این رسانه‌ها تلقی شد. به‌عنوان مثال استفاده‌ی «هیروشی سوگیموتو»[2] در عکس‌هایش از فرم‌های نقاشی‌های دوره‌ی باروک مؤید این رابطه‌ی عمیق در دوران معاصر است.

با درنظرگرفتن سیر تاریخی این رابطه، به دو برهه‌ی پراهمیت پی‌ خواهیم برد؛ دوره‌ی اول از لحاظ تاریخی به اواخر قرن نوزدهم باز‌می‌گردد؛ زمانی‌که بسیاری از عکاسان برای کسب ‌شأن هنری در پی نزدیک‌ساختن عکس‌های خود به نقاشی بوده‌اند؛ آن‌ها این عمل را با تکنیک‌های مختلفی در چاپ یا بهره‌گیری از قواعد و اصول نقاشی پی می‌گرفتند. این رابطه از اوایل دهه‌ی ۱۹۱۰ با تحولاتی روبه‌رو شد؛ هنگامی که بسیاری از عکاسان هم‌چون «پل استرند»[3]، توجه خود را به تصاویری با وضوح بالا یا موضوعات عادی پیرامون خود جلب کردند. دومین دوره‌ی پراهمیت رابطه‌ی عکاسی و نقاشی، نقش پر‌رنگی در درک حیات هنر معاصر دارد؛ زیرا در دوران معاصر با اهمیت‌یافتن مباحث نظری در هنر و به سبب آن گسترش افق‌های معناییِ رسانه‌های هنری در جهان، هنر با امتزاج معانی روبه‌رو شد. در همین دوره «آرتور دانتو»، منتقد هنری شهیر آمریکایی پس از مشاهده‌ی نمایشگاه جعبه‌های باریلوی «اندی وارهول»، اشاره کرد: «فهم تمایزات میان هنر در این دوره و ابزار روزمره‌ی زندگی صرفاً به واسطه‌ی وجود نظریه، حاصل می‌شود.»

photography or painting 1
اثر هیروشی سوگیموتو

این رابطه با ابداع فرآیند دیجیتال وارد دوره‌ی تازه‌‌تری شد؛ زیرا با انقلاب دیجیتال باور عمومی از تناظر میان عکس و واقعیت درهم شکست و به سبب آن عکاسی دوران جدیدی را تجربه کرد و توانست از قواعد صلب کلاسیک خود رهایی یابد و بیشتر از گذشته به‌عنوان رسانه‌‌یی هنری تثبیت شود. به بیان دیگر عکاسی امکان مشاهده‌ی جهان به شکلی نو و تغییر وجوه فرهنگی غالب را فراهم آورد. به سبب انقلاب دیجیتال و نزدیک‌شدن مرز‌های رسانه‌های هنری به یکدیگر، بسیاری از هنرمندان، این مرز میان دو رسانه‌ی عکاسی و نقاشی را موضوع کار خود قرار دادند و به‌نوعی تاریخ هنر را با پرسش‌های بنیادینی روبه‌‌رو ساختند. به‌عنوان مثال دلالت‌های عکس‌های «جف وال»، به تاریخ هنر تنها یکی از نمونه‌های این رابطه است. وال، در این عکس‌ها با استفاده از وجوه فرمی، از جمله رنگ غالب تصاویر، تلاش دارد منطق بازنمایی‌کننده‌ی تصاویر خود را به عالم نقاشی نزدیک‌تر نماید؛ به همین دلیل نزد «دیارموید کاستلو»[4]، فیلسوف بریتانیایی، جف وال، نقاشی است که به شیوه‌ی عکاسانه به خلق تصویر می‌پردازدد. نگاه جف وال، به رسانه‌ی عکاسی بیش از هرچیز در نسبت با رویکردی شکل می‌گیرد که عکاسی را فراتر از ترسیم اعیان جهان می‌داند؛ به همین دلیل عکس‌های او با منطقی پیچیده و به دور از تکرار مفاهیم مرسوم خلق می‌شوند. به بیان دیگر عکس‌های جف وال خوانشی میان‌رشته‌ای فراهم می‌آورند؛ زیرا عناصر فرمی‌ـ‌‌‌محتوایی مختلفی در زیر چتری واحد گرد هم می‌آیند.  از سویی دیگر می‌توان به «گرهارد ریشتر» و نقاشی‌های او اشاره کرد؛ زیرا تصاویر او تداعی‌گر نوعی دیگر از این رابطه‌اند؛ او را می‌توان عکاسی فرض‌ کرد که با استفاده از قابلیت نقاشی تصاویری را خلق می‌نماید؛ همانند هنرمندی که عکسی را با استفاده از دستانش به تصویر می‌کشد. ریشتر، همواره بیان می‌کرد در نقاشی‌های او دو کارکرد از واقعیت درهم می‌آمیزند: یکی واقعیت حاصل از دوربین عکاسی و دیگری حاصل از نقاشی.

در اکثر سال‌های قرن بیستم، نقاشی در نسبت با عکاسی فرآیندی مقبول‌تر در تولید تصویر بود. امروزه دیگر به‌راحتی می‌توان این نگاه را به بوته‌ی نقد سپرد؛ زیرا تجربه‌ی مواجهه‌ی بسیاری از مخاطبین هنر با عکس، متفاوت از گذشته است. به‌عنوان مثال هنگامی که در نمایشگاهی خود را در معرض آثاری از «آندریاس گورسکی»[5]، قرار دهیم، درخواهیم یافت سنگ محک درک امروزه‌ی رسانه‌ی عکاسی به‌کلی نسبت به گذشته تغییر یافته است. اکنون می‌توان به‌راحتی اهمیت نقش سوبژکتیویته را در تولید عکس بررسی کرد؛ درست همانند خلق نقاشی. علاوه بر اهمیت نظریه، پیشرفت تکنولوژی در سال‌های اخیر سبب شده است عکاسی فراتر از کلیشه‌های مرسوم قرار گیرد. و عکاسی تلاش دارد سایه‌ی سال‌های متمادی نقاشی را از پیکره‌ی خود بزداید.

  1. بیت، دیوید؛ محمدرضا رئیسی و مارال زیاری؛ مفاهیم عکاسی، حرفه‌هنرمند.
  2. Hiroshi Sogimoto
  3. Paul Strand
  4. Diarmuid Costello
  5. Andreas Gursky

قسمت‌های قبلی همین پرونده را اینجا دنبال کنید:

jeff wall

عکاسی یا نقاشی؟ مسئله این است…

عکاسی یا نقاشی؟ مسئله این است… عکاسی و نقاشی | برشی تاریخی قسمت اول: برداشت عینی آوام مگ: به قلم نویسنده مخاطب بامداد امین زاده از آغاز ابداع عکاسی در ۱۸۳۹ تاکنون مباحث بسیاری پیرامون ماهیت رسانه‌ی عکاسی و نسبت آن با جهان نقاشی مطرح شده است که هریک وجوه مختلفی از این رابطه را …

۰ comments

نوشته های دیگر به همین قلم را اینجا دنبال کنید:

space location photography 2

مفهوم تولید مکان و فضا و نسبت آن با رسانه‌ی عکاسی

بررسی مفهوم تولید مکان و فضا و نسبت آن با رسانه‌ی عکاسی | قسمت دوم نسبت فضا و مکان با رسانه‌ی عکاسی فهم ماهیت عکس آوام مگ: نویسنده مخاطب بامداد امین‌زاده در قسمت نخستِ این متن در باب رابطه‌ی میان فضا، مکان و رسانه‌ی عکاسی، مباحثی مطرح و بیان شد در‌این‌مورد که چه‌گونه در هر فرآیند عکاسی، …

۰ comments

faza makan akkasi 2

مفهوم تولید مکان و فضا و نسبت آن با رسانه‌ی عکاسی

بررسی مفهوم تولید مکان و فضا و نسبت آن با رسانه‌ی عکاسی | قسمت اول نسبت فضا و مکان با رسانه‌ی عکاسی فهم موقعیت عکاس آوام مگ: نویسنده مخاطب بامداد امین‌زاده نسبت فضا و مکان با رسانه‌ی عکاسی رابطه‌ی درهم‌تنیده‌ای است که در سالیان اخیر موضوع قلم‌فرسایی بسیاری از پژوهشگران حوزه‌ی هنر بوده است. به نوعی، رسانه‌ی …

۰ comments

tehran curatorial1

ناکنونی بودن | هنربان (کیوریتور) به مثابه مترجم

ناکنونی بودن | هنربان (کیوریتور) به مثابه مترجم به بهانه‌ی دومین سمپوزیوم کیوریتوریال تهران قسمت اول آوام مگ: نویسنده مخاطب بامداد امین زاده فضای تازه تاسیس موسسه چارسو از دی ماه امسال میزبان دومین سمپوزیوم کیوریتوریال تهران بود. این دوره با اهمیت دادن به مفهوم ترجمه در امر هنرگردانی کار خود را آغاز کرد. مفهوم …

۰ comments

charsou 4

ناکنونی بودن | ولی ما اهرامی بر جای نمی‌گذاریم

نقدی بر نمایشگاه «ولی ما اهرامی بر جای نمی‌گذاریم» در فضای موسسه فرهنگی هنری چارسو ناکنونی بودن قسمت دوم آوام مگ: نویسنده مخاطب بامداد امین‌زاده از دی ماه امسال نمایشگاه «ولی ما اهرامی بر جای نمی‌گذاریم» همزمان و همسو با دومین سمپوزیوم کیوریتوریال تهران با اهمیت بخشی به مفهوم ترجمه در امر هنر گردانی، کار …

۰ comments

نوشته‌های پیشنهادی

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

مبحث نظریه‌ی تناسبات | خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی بخش دوازدهم تاریخ نظریه‌ی تناسبات بشری به مثابه‌ی بازتابی ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مزایای عضویت در خبرنامه آوام‌مگ را میدانید؟
دریافت بهترین مطالب وب سایت آوام مگ
ما هم از اسپم متنفریم و مطمئن باشد مشخصات شما امن خواهد بود.