نمایشگاه گروهی نقاشی و مجسمه با عنوان «یاد استاد»، همزمان با هشتاد و ششمین سالروز تولد زندهیاد استاد رفیع مؤتمنی طباطبایی، روز یکم دیماه ۱۴۰۴ در نگارخانه میرعلی تبریزیِ خانه فرهنگ تبریز گشایش یافت. این نمایشگاه از یکم تا چهارم دیماه، هر روز از ساعت ۱۶ تا ۱۹، پذیرای علاقهمندان به هنرهای تجسمی است.
در این رویداد، مجموعهای از آثار زندهیاد رفیع مؤتمنی طباطبایی در کنار آثار ۳۲ هنرمند تبریزی (هنرمندان و هنرجویان) او در رشتههای نقاشی و مجسمهسازی به نمایش درآمده است. آثار ارائهشده، بازتابی از نگاه هنری، شیوهی آموزشی و جهانبینی استاد است و در عین حال، استمرار مسیر خلاقانهی او را در زبان بصری و تجربههای هنری شاگردانش نشان میدهد.
این نمایش را میتوان تلاشی برای بازخوانی آثار و مسیر حرفهای مؤتمنی دانست؛ بازخوانیای که نه صرفاً به زندگینامهی یک هنرمند، بلکه به فهم بخشی از تاریخ نقاشی تبریز میپردازد؛ تاریخی که در آن آموزش آکادمیک، تجربهی زیستهی محلی و مواجهه با جریانهای نوین هنری در هم تنیده شدهاند.

رفیع مؤتمنی طباطبایی (۱۳۱۸، تبریز – ۱۳۹۲) از جمله هنرمندانی است که شکلگیری زبان تصویریاش را نمیتوان صرفاً در چارچوب سبک یا تکنیک بررسی کرد. آثار او حاصل پیوندی عمیق میان تجربهی زیسته، ذهن و بدن، و مواجهه با جهان اجتماعی و فرهنگی زمانهاش هستند.
او که از نوادگان (دختری) میرزاتقی خان فراهانی بود در خیابان شهناز تبریز(شریعتی امروزی) چشم به جهان گشود. در کودکی تحت تاثیر آثار نقاشی اسماعیل باجالانلو و صفریان قرار گرفت و به نقاشی علاقمند شد. با وساطت اسماعیل باجالانلو نزد مدیر وقت هنرستان هنرهای زیبای تبریز حسین کاظمی، توانست وارد هنرستان شود و در حضور استاد رسام نخجوانی نقاشی را بیاموزد.

او پس از فارغالتحصیلی از هنرستان هنرهای زیبای میرک، در سال ۱۳۴۴ با قبولی در رشتهی طراحی و نقاشی دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران وارد فضایی شد که تنوع فکری و آموزشی آن، نقشی تعیینکننده در شکلگیری نگرش هنریاش داشت. مؤتمنی در سال ۱۳۵۰ با درجه ممتاز از دانشگاه فارغالتحصیل شد و بلافاصله به استخدام رسمی وزارت فرهنگ و هنر تهران درآمد. بعد از مدتی به تبریز بازگشت و تدریس در هنرستان میرک را آغاز کرد؛ نهادی که بعدها از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۸ مدیریت آن را نیز بر عهده گرفت.
حضور او در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران همزمان بود با فعالیت استادانی چون محمود جوادیپور، جلیل ضیاءپور، هوشنگ پزشکنیا، مارکو گریگوریان و پرویز تناولی، مرتضی ممیز و در ادامه نسلی مانند علی اکبر صادقی. همچنین از هم دوره ای هایش می توان از عباس کیارستمی و فرشید مثقالی نام برد.

این فضا، نقاشی را از بازنمایی صرف فراتر میبرد و بهمثابه ی زبان اندیشه و ابزار مواجهه با جهان معاصر مطرح میکرد. تجربهی زیستهی مؤتمنی در چنین محیطی، زمینهساز شکلگیری نگاهی مستقل، شهودی و تجربهمحور در آثار او شد؛ نگاهی که بعدها در فعالیتهای آموزشی و مدیریتیاش در تبریز نیز بهوضوح بازتاب یافت.
نقاشیهای رفیع مؤتمنی طباطبایی بیش از آنکه روایتگر صحنهای مشخص باشند، بیان تجربهای درونی از رنگ، حرکت و وضعیت انسان هستند. تودههای رنگی آزاد و شناور، فیگورهایی نیمهپدیدار میآفرینند که میان حضور و غیاب معلقاند؛ انسانهایی که گویی در فضای پیرامون حل میشوند. این تعلیق، یکی از مؤلفههای اصلی زبان تصویری اوست و بازتابی از ناپایداری تجربهی زیستهی انسان معاصر بهشمار میرود.

ترکیببندی آثار بر تعادلی ناپایدار استوار است؛ حرکتهای مورب و جریانهای چرخان رنگ، نگاه مخاطب را پیوسته در سطح بوم به گردش درمیآورند. پالت رنگی محدود اما عمیق ــ شامل آبیهای تیره، سبزهای خاموش و خاکستریهای سنگین، در کنار لکههایی از زرد، قرمز و نارنجی ــ بار روانی اثر را تشدید میکند و به دوگانگیهای درونی انسان، از امید و اضطراب تا حضور و انزوا، اشاره دارد. بافت نقاشی و رد ضربهقلمها، اثر را از تصویر صرف فراتر برده و به شیئی هنری با حضوری فیزیکی بدل میکند.

دههی چهل تهران، با تحولات فرهنگی گسترده، دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران را به عرصهی گفتوگوی نظری و عملی بدل کرده بود. برای مؤتمنی، این فضا نه تنها محل آموزش، بلکه تجربهای زیسته بود که پرسشهایی بنیادین دربارهی نقش هنرمند و نسبت هنر با جامعه را پیش روی او قرار داد. این تجربه بعدها در بازگشت او به تبریز و فعالیت در هنرستان میرک، به انتقال نگرشی مستقل و تقویت حساسیت بصری نسلهای جوان انجامید.

اهمیت رفیع مؤتمنی طباطبایی در تبریز، تنها به تدریس و مدیریت محدود نمیشود. او از جمله ۹ نقاش نوگرای تبریز در اوایل دههی ۱۳۸۰ بود و نقشی مؤثر در انتقال تجربهی نوگرایی تهران به فضای هنری این شهر ایفا کرد. فعالیت حرفهای او همچنین شامل حضور در نمایشگاههای متعدد، عضویت در هیئترئیسه انجمن هنرهای تجسمی استان و فعالیت بهعنوان کارشناس زیباسازی در شهرداری تبریز بود؛ مسیری که نشاندهندهی پیگیری آگاهانه و مستمر او در هنر معاصر ایران است.

در نهایت، آثار رفیع مؤتمنی طباطبایی تلاشی مداوم برای ثبت وضعیت انسان در لحظههای بحرانی و متغیر بهشمار میآیند؛ لحظههایی که در آن هویت، بدن و فضا در هم میآمیزند. نقاشیهای او نه پاسخ میدهند و نه ادعا میکنند، بلکه پرسش میسازند؛ پرسشهایی دربارهی بودن، دیدن و زیستن در جهانی ناآرام. او پس از دورهی طولانی بیماری، در یکم دیماه ۱۳۹۲ دار فانی را وداع گفت و در قطعهی هنرمندان وادی رحمت تبریز آرام گرفت.
یادش گرامی

این نمایشگاه به همت و سرپرستی آقای محمد نوریان از دوستان و همکاران نزدیک آقای موتمنی طباطبایی و از اساتید مطرح هنر تبریز و همکاری اداره ارشاد آذربایجانشرقی و خانم کبری راد پور مدیریت محترم نگارخانه میر علی تبریزی بر پا شده است.

به همین قلم بیشتر بخوانید:
چیدمانی از مونا رهنما «حاوی محتوای حساس»
یادداشتی بر نمایشگاه نقاشی محمد نوریان در گالری نگر
نگاهی به «آواز سکوت» شبنم لطف الهی در گالری واو تبریز
علی نصیر از هزارتوی درون تا مرزهای زندگی روزمره
کتاب های نشر آوام سرا :

یادداشتهایی بر نقاشیهای پایان قرن جلد دوم

یادداشتهایی بر نقاشیهای پایان قرن | جلد اول

رونق؛ پولهای زیاد، ابر دیلرها و صعود هنر معاصر













