فریبا میریان از آن دسته هنرمندانی است که مسیر حرفهایش نه با یک جهش ناگهانی، بلکه در بستر سالها تجربه، جستوجو و مواجهه ی مداوم با نقاشی شکل گرفته است.
میریان مسیر خود را با شاگردی عباس کاتوزیان به شکلی حرفهای تر آغاز کرد. نقطهای که به او دقت، صبر و شناخت عمیقتری از ساختار و تکنیک بخشید. اما آنچه هویت هنری او را ساخت، تجربهی طولانی و پیوستهای بود که در سالهای بعد اتفاق افتاد: گشتوگذاری گسترده میان سبکها، مواد و جهانهای تصویری مختلف، سالها تدریس نقاشی تا رسیدن به نقطهای که امروز میتوان آن را تثبیت زبان شخصی او دانست. نمایشگاههای انفرادی و گروهی متعدد او در ایران و خارج از کشور، بخشهایی از این مسیر طولانی و متنوع را ثبت کردهاند.
در میان مجموعههای گذشتهی او، «خیام» یکی از تأثیرگذارترین دورههاست؛ مجموعهای که از حدود سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲ شکل گرفت و ستونِ مهمی در شکلگیری جهان امروز اوست. در «خیام»، فریبا میریان رویکردی اسطورهای و کهنالگویی دارد؛ جهان بصریای که از معماریهای فرسوده، نقشهای مانده بر دیوارها، سطوح فراموششدهی خانههای قدیمی و مفهوم «پناه» الهام گرفته شده است. این مجموعه رگههایی از میراث تصویری ایران را در خود دارد، نه به معنای بازسازی تاریخی، بلکه به معنای احضار حافظهی جمعی.

در بسیاری از آثار مجموعه خیام فرمهایی دیده میشود که مانند نشانههایی ناتمام در فضا معلقاند. دیوارهایی که انگار از میان زمان گذشتهاند، ردهایی شبیه نقشبرجستههای فرسوده و رنگهایی که از عمق لایهها بالا آمدهاند. مجموعه خیام برای میریان نقطهی عزیمت بود؛ دورهای که او را آماده کرد برای ورود به جهانهای حسیتر و شخصیتر. جایی که جهان بیرونی و جهان درونی به هم میرسند و نقاشی از سطح بازنمایی به سطح تجربهی زیسته منتقل میشود.

مجموعهی درختها، نقطهی ملاقات همهی این سالهاست؛ جایی که تجربه، حافظه، تکنیک و تخیل یکدیگر را کامل میکنند. آثار بزرگابعاد این مجموعه مخاطب را به فضایی میان خواب و بیداری میکشاند؛ جهانی که در آن نور، رنگ و فضا ورای فرمالیسم، بلکه احساس مخاطب را با خود همراه میکند.

درختها در این آثار شخصیت دارند؛ ایستاده، خاموش و در حاشیهی زمان. فرمها گاه یادآور لطافت خطوط سهراباند؛ فضاسازیها گاهی حالوهوای مهآلود محجوبی را تداعی میکنند. اما آنچه آثار را متمایز میکند، پیوندشان با زندگی درونی و حافظهی شخصی هنرمند است.
پشت این درختها، پنجرههای کمرنگ خانههای قدیمی، کوچهپسکوچههای شمرون، دیوارهای فراموششده و نشانههایی از محلههایی که زمانی زیسته شدهاند دیده میشود؛ نشانههایی که همزمان آشنا و گریزاناند. این فضاها نه عیناً بازنمایی میشوند و نه کاملاً ساختهی ذهناند؛ بلکه ترکیبی از خاطره و شهود هستند که همین کیفیت آثار را از سطح توصیف بصری به سطح تجربهی درونی میبرد.

جهان آثار میریان، جهانی است که زمان نه پیش میرود و نه عقب، بلکه در تعلیق است. مرز روشنی میان روز و شب، خشکی و آب، هوشیاری و خواب وجود ندارد. بسیاری از مناظر گویی زیر آباند، یا در هالهای از مه، یا درست در آن ساعتی که نور هنوز تصمیم نگرفته روز باشد یا شب. این حالت تعلیق نقطهی قوت آثار است؛ جایی که لطافت درونی هنرمند با حافظهاش درهم میتند و منظری میسازد که نه واقعی است، نه تخیلی؛ بلکه چیزی بین این دو. فریبا میریان برای مخاطب خود جهانی میسازد تا در آن قدم بگذارد، مکث کند و در سکوتش چیزی از خود را پیدا کند و بیننده را به یک تجربهی عاطفی مشترک دعوت میکند.

مسیر هنری فریبا میریان مسیری خطی نیست؛ بلکه مجموعهای از بازگشتها، تردیدها، کشفها و توقفهای آگاهانه است. آنچه امروز در آثار او دیده میشود، نتیجهی سالها جستوجوست؛ زبانی که اکنون به پختگی رسیده و میتواند جهان شخصی هنرمند را با سکوت، نور و حافظه روایت کند.
به همین قلم بیشتر بخوانید:
معصومه مظفری ، اکتشاف در دنیایی جدید یا نگریستن با چشمانی متفاوت؟
بیژن نعمتی شریف هنرمندی فراتر از زمانه اش

یادداشتهایی بر نقاشیهای پایان قرن جلد دوم

یادداشتهایی بر نقاشیهای پایان قرن | جلد اول

رونق؛ پولهای زیاد، ابر دیلرها و صعود هنر معاصر













