هانری کارتیه برسون | من یک رسانه‌ام

هانری کارتیه برسون | من یک رسانه‌ام
بررسی سیر عکاسان فرمالیسم تا پلورالیسم

خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم

نوشته: ون درن کوک | ترجمه: غلامحسین فتح الله نوری | انتشارات حرفه هنرمند

سایت تندیس تلخیص محدثه شادمهر


هانری کارتیه برسون Henri Cartier Bressonهانری کارتیه برسونمن یک رسانه‌ام، مشاهده می‌کنم، مشاهده می‌کنم، مشاهده می‌کنم، با چشمانم چیزها را می‌فهمم. (هانری کارتیه برسون)
«یک دوربین کداک براونی جعبه‌ای ساده و ارزان مثل اکثر بچه‌ها داشتم ولی فقط زمانی از آن استفاده می‌کردم که می‌خواستم آلبوم کوچکم را با خاطرات تعطیلات پر کنم.»
هانری کارتیه برسون مشاهده گری بی‌طرف بود و نسبت به جامعه احساس ناخرسند آشکاری نداشت. با اصول هندسی که تحت نظر بزرگ‌ترین معلم اصول کوبیسم، آندره لوت، آموخته بود در هر جایی که چشم می‌چرخاند فرم‌ها در ذهنش تبدیل به محتوا می‌شد. به گفته برسون: «با آن‌که در انجیل نوشته شده است: در ابتدا کلام بود، ولی برای من، در ابتدا هندسه بود.» هانری کارتیه برسونبرسون در اولین مجموعه عکس‌هایی که بیشتر آنها را اوایل دهه‌ی ۱۹۳۰ در اسپانیا کار کرده بود، آشکارا به ترکیب‌بندی پرداخت و معلوم است که توجه به سورئالیسم در آنها چندان اتفاقی نیست. وی با لویی آراگون ،شاعر و نویسنده، یکی از رهبران جنبش سوررئالیسم به خوبی آشنا بود. از دیدگاه امروزی، کارتیه برسونِ اوایل دهه‌ی ۱۹۳۰ را جزو بهترین و کامل‌ترین عکاسان سوررئالیسم دانستن توجیه‌پذیر است؛ گرچه عکس‌هایش در آن دوره در هیچ‌یک از ماهنامه‌های سوررئالیستی در پاریس چاپ نمی‌شد. وی برای دستیابی به آنچه دنبال می‌کرد به فنون تجربی از قبیل چاپ چند نگاتیو، سولاریزه، فتوگرام یا چاپ نگاتیو به منظور القای حالت رویاگونه متوسل نشد. در واقع، در عکس‌های آن زمان کارتیه برسون هیچ چیز ذاتاً سوررئالی وجود نداشت. او فقط چیزهای معمولی را با چشمان تیزبینی می‌دید که متوجه جزئیات رازآلود و فضاهای مبهم بود. در سال ۱۹۴۷ مشارکت کارتیه برسون با رابرت کاپا، دیوید سیمور، جرج راجر و ویلیام وندیور و تأسیس آژانس مگنوم، گامی در جهت حرفه‌ای شدن بیشتر او بود.هانری کارتیه برسوندر یکی از عکس‌های وی به نام عکس آمفی تئاتر رومن، شاهد انعکاس نور از شیشه‌ی عینک نگهبانی هستیم که از دریچه‌ای مستطیلی شکل می‌نگرد و پسرکی که در سمت چپ تصویر در پس‌زمینه و ناواضح در حالت چرخش بدن است. این تصویر در نگاه اول مسلماً با آموزه‌های فرویدی نمی‌خواند و صحنه‌ای رویاگونه نیست ولی حسی از اضطراب برمی‌انگیزد. و این‌گونه است که بیننده ناگاه با روان‌شناسی تعدیل‌شده‌ای که هم‌مرز با رویاست مواجه می‌شود. این تصویر که تداعی کننده حالتی نیمه توهم و نیمه رویداد است فراسوی تحلیلی منطقی است.هانری کارتیه برسونبرسون در سال ۱۹۶۶ آژانس مگنوم را ترک کرد و به تکمیل نقاشی و طراحی خویش در کنار عکاسی پرداخت.

شماره پیشین خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم را اینجا بخوانید:

آندره کرتس

آندره کرتس | خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم

آندره کرتس | خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم بررسی سیر عکاسان فرمالیسم تا پلورالیسم نوشته: ون درن کوک | ترجمه: غلامحسین فتح الله نوری | انتشارات حرفه هنرمند سایت تندیس تلخیص محدثه شادمهر  آندره کرتس André Kertészآندره کرتس با نگاهی تیزبین و تخیلی چابک بسیار به ترکیب بندی و فرم‌ها توجه داشت. این عکاس مجارستانی در اواخر دهه‌ی ۱۹۲۰ به چگونگی کاربرد سوررئالیسم در عکاسی پی برد، به گونه‌ای که در عکس‌های وی از طالع‌بینان می‌توان عمق روان شناختی و […]

بدون دیدگاه

روژه پاری

روژه پاری | فرافکنی تناسخ‌های مخفی در دنیای اشیا

روژه پاری | فرافکنی تناسخ‌های مخفی در دنیای اشیا بررسی سیر عکاسان فرمالیسم تا پلورالیسم | خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم نوشته: ون درن کوک | ترجمه: غلامحسین فتح الله نوری | انتشارات حرفه هنرمند سایت تندیس تلخیص محدثه شادمهر روژه پاری Roger Parry روژه پاری یکی از نقاشان جوانی بود که بعد از آشنایی با موریس تابار با صنعت عکاسی آشنا شد. وی در آتلیه تابار در مقام دستیار مشغول به کار شد و به سرعت تجربه‌ورزی با […]

بدون دیدگاه