خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی | فلیکس فنئون

فلیکس فنئون هنربانی که هرگز بیوگرافی ننوشت
بخش هجدهم | فلیکس فنئون
هانس اولریش اوبریست | ترجمه‌ی کتایون یوسفی | انتشارات حرفه‌هنرمند
مجله هنرهای تجسمی آوام: تلخیص نیلوفر تقی‌پور


«موزه، حقیقتی است که با حقایق متعدد دیگر احاطه شده‌ است؛ حقایقی که ارزش اشاعه دارند.»

مارسل برودتائرز

فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

فلیکس فنئون، فردی است منتقد، ویراستار، مجموعه‌دار و آنارشیت فرانسوی، که اوبریست در این بخش به او می‌پردازد و می‌نویسد: «فنئون در آغاز در اداره‌ی جنگ پاریس، به‌ مدت سیزده‌سال کارمند بود و در وقت آزاد خود مجله‌ی کوچک تأثیرگذاری به‌نام یادداشت آزاد[1] را تولید می‌کرد. برای فنئون، هنرهای تجسمی و ادبیات، جدایی‌نا‌پذیر بودند. او را بانی شیوه‌ی تازه و مدرنی در تفسیر نقاشی می‌دانند؛ شیوه‌ای برای خواندن آن‌ها به‌مثابه متن.فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

از نظر اوبریست، فنئون، پلی میان هنرمندان و شاعران آوانگارد و یکی از متحدان اصلی آن‌ها بود. در دورانی که درباره‌ی هنر می‌نوشت، به ‌عضو محوری سمبولیسم تبدیل شده بود. فنئون چهره‌ای تودار بود و بیشتر فعالیت‌هایش و احتمالاً فعالیت‌های سیاسی آنارشیستی و نه‌چندان خوش‌نامش را پشت پرده می‌گرفت. او پایه‌گذار تعداد زیادی مجله‌ی کوچک، سردبیر یادداشت سفید و یادداشت مستقل، اولین ناشر کارهای جیمز جویس در فرانسه و مترجم آثار جین آستین[2] بود. هرگز بیوگرافی ننوشت؛ حتی در مقالاتی که اغلب تحت نام‌های مستعار می‌نوشت، هرگز چیزی درباره‌ی خودش نمی‌گفت؛ و ترجیح می‌داد در سایه بماند. او اعتنایی به پرستیژ فردی نداشت و با وجود برگزاری نمایشگاه‌های مهم، به‌ندرت مسئولیت دولتی پذیرفت. این بی‌اعتنایی و سرگذشت ناپیوسته و چند وجهی او، ردیابی تأثیری که در فرهنگ هنری پایان قرن داشت را مشکل می‌کند.فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

فنئون، در تمام جریان‌های متنوعی که پیش‌قدم می‌شد، به ‌‌نظر اطرافیانش یک کاتالیزور می‌آمد؛ اصطلاحی از علم شیمی، که او برای توصیف فعالیت هنرگردان به کار می‌برد. در تاریخ نیز هم‌چون شیمی کاتالیزور ناپدید می‌شود. بعد از توضیحاتی که اوبریست درباره‌ی فنئون می‌نویسد، اشاره‌ای ظریف به علاقه‌ی زیادش به آثار سورا و حمل این آثار در سفرهایش می‌کند؛ و ادامه می‌دهد که چگونه این علاقه‌مندی تبدیل به ایده‌ی یکی از اولین نمایشگاه‌هایش در هتل «کارلتون پلس» پاریس شد که از اصل تکامل پیروی می‌کرد، یعنی مرتباً بعد از افتتاحیه‌، کارهای تازه به نمایشگاه اضافه می‌شد؛ یا گاهی هنرمندان کارهایش را با آثاری تازه عوض می‌کردند.فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

 انت مسژه[3]، گلوریا فریدمن[4]، برتران لویه[5] و ریمون اَن[6]  از معدود ساکنان دائمی هتل بودند که آثارشان در این نمایشگاه وجود داشت؛ حتی آن کاوارا[7]هم در نیمه‌ی دهه‌ی 1960، در آن هتل بوده و در این نمایشگاه گنجانده شده بود. هانسپیتر فلدمان[8] و کریستین بولتانسکی[9]، عکس‌هایی برای این نمایشگاه فرستادند. دومینیک گنزالسفورستر[10]، حمام را به اتاقی زرد تبدیل کرده بود. فیشلی و وایس، نواری ضبط‌شده از رادیو برای اوبریست فرستادند، که به‌صورت لوپ پخش می‌شد و بازدیدکنندگان سپتامبر را با گزارش‌های تاریخ‌گذشته‌ی آب و هوا سردرگم می‌کرد. هانس از تجریبات این نمایشگاه می‌نویسد که چطور دستورالعمل‌هایی که آندریاس اسلومینسکی[11]، با فکس برایش فرستاد را انجام داد؛ یک‌جور تنبیه برای هنرگردان، کارهایی که با انجامشان انگار اسلومیسنکی برای اوبریست تله‌ای پهن کرده باشد. نمایشگاه هر روز تغییر می‌کرد و بازدیدکننده‌ها دوباره و دوباره می‌آمدند. واقعیت این بود که اسلومینسکی با مشغول‌نگه‌داشتن هنرگردان در چیدمان، نقش‌ها را عوض کرده بود. در پایان این بخش اضافه می‌کند: هارلد زیمان در آن گل‌گشت در آپنزل به من گفت: «هنرگردان باید انعطاف‌پذیر باشد؛ گاهی خدمتکار است، گاهی دستیار، گاهی به هنرمندان برای نحوه‌ی ارائه‌ی آثارشان پیشنهادهایی می‌دهد؛ در نمایشگاهای گروهی هماهنگ‌کننده است؛ در نمایشگاه‌های موضوعی، مخترع.»

فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

فلیکس فنئون خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

پی نوشت:

[1]. La libre revvue

[2]. Jane Austen

[3]. Annette Messager

[4]. Gloria Friedman

[5]. Bertrand Lavier

[6]. Raymond Hains

[7]. On Kawara

[8]. Hans-Peter Feldmann

[9]. Christian Boltanski

[10]. Dominique Gonzalez-Foerster

[11]. Andreas Slominski

قسمت های قبل از خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی را اینجا دنبال کنید:

[su_posts id=”73776″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”73388″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72523″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71446″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71304″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”70331″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”69115″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”67502″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”61056″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”61056″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”58164″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”58083″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”58033″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”56020″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”50928″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”48918″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”46668″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”44934″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

نویسنده