منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

منصور قندریز: درد و تنفر که زیاد می‌شود، مرگ فراموش می‌گردد

نگاهی به آثار و زندگی منصور قندریز

به بهانه زادروز منصور قندریز

منصور قندریز از دل سنت‌ها برآمده، به فرهنگ و هویت ملی و بومی این مرز و بوم عشق ورزیده و با اهتمام و تجسس در ریشه‌های فرهنگی و غور در مبانی نانوشته هنر تجسمی ایران بالیده است. وی در این مسیر به برداشت شخصی خود از المان‌های فرهنگی رسیده و با خلق نمایه‌هایی منحصربه‌فرد برگرفته از اسطوره و تمثال و عناصر مذهبی آثاری رازگونه را خلق کرده. این ارجاعات تنها در استفاده از فرم‌های هندسی و نمادها تجلی نداشته بلکه در ترکیب‌بندی و چیدمان رنگ آثارش نیز نمود دارد.

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

منصور قندریز در ۱۱ اسفند ۱۳۱۴ در شهر تبریز به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۳ برای ادامه تحصیل به هنرستان در شهر تهران آمد و درنهایت موفق شد تا به دانشگاه هنرهای تزئینی راه یابد. قندریز مرحله تجربه‌اندوزی آکادمیک و تقلید از شیوه‌های امپرسیونیسم و پست امپرسیونیسم را به سرعت طی کرد. از آغاز مسیر هنری‌اش آثاری از طبیعت بی‌جان و پرتره به یادگار مانده و در ادامه آثار فیگوراتیوی برگرفته از مینیاتورهای ایرانی نیز در کارنامه دارد. قندریز نخستین بار مجموعه‌ای از نقاشی‌هایش را در سال ۱۳۳۹ در تالار رضا عباسی به نمایش گذاشت و در سومین (۱۳۴۱) و چهارمین (۱۳۴۳) بی‌ینال تهران و چندین نمایشگاه در داخل و خارج کشور نیز حضور داشت.

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

وی در سال ۱۳۴۳ به همراه مرتضی ممیز، سیروس مالک، صادق تبریزی، فرامرز پیلارام، قباد شیوا، فرشید مثقالی و تعداد دیگر از هنرمندان، تالار ایران را در خیابان انقلاب (رو به روی دانشگاه)، با هزینه شخصی‌شان تأسیس کردند؛ قندریز همواره بر وجود معنویت در هنرش تأکید می‌کرد.

وی که از پرچم‌داران گروه هنری است که کریم امامی، منتقد برجسته، در روزنامه کیهان اینترنشنال نام «جنبش سقاخانه‌ای» را بر آن‌ها نهاده و او را در زمره هنرمندان نوگرا و پیشرو قرار داده است. بعدها یکایک این هنرمندان در مسیر شخصی خویش به حد اعلای آفرینش هنری دست یافتند؛ اما متأسفانه عمر کوتاه قندریز به او مجال کافی برای بالندگی و اعتلای مسیری که آغاز نموده بود نداد. ولی نگاه ژرف و تجسس عمیق و مثال‌زدنی‌اش در مسیر اعتلای فرهنگ بصری در گذار به سوی مدرنیته و با اتکا به سنت‌ها و فرهنگ غنی سنتی ایرانی، وی را منشأ اثر در آثار هم‌مسلکانش در مکتب سقاخانه قرار داد.

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

تالار ایران پس از مرگ نا به هنگام وی (در اثر تصادف رانندگی)، در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۴۴، با یاد و احترام منصور قندریز با نام «تالار قندریز» تا شهریور ۱۳۵۷ به فعالیتش ادامه داد.

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

نقاشان مکتب سقاخانه، هنرمندانی بودند که در دهه‌های سی و چهل هجری سعی داشتند به‌نوعی از نوجویی هنری دست یابند که در عین نوگرایی به گذشته پرافتخارشان نیز بپردازد. قندریز پس از اتمام تحصیلاتش در دانشگاه هنرهای زیبا به زادگاهش تبریز بازمی‌گردد و مسیر خلق آثاری را با نگاهی مردم شناسانه پیگیری می‌کند. وی با مشاهده روستاهای اطراف شهر تبریز با بهره‌گیری از فضاهای آثاری ملهم از مینیاتورهای ایرانی ارائه می‌دهد که نه‌تنها در فرم فیگورها بلکه در ترکیب‌بندی دوار و سیال آثار و استفاده از نمادهایی چون اسب و سایر حیوانات در استفاده از طیف‌های رنگی نیز به‌روشنی کاملاً نمود دارد.

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

در تداوم فعالیت هنری منصور قندریز شاهد آثار چاپی مدرن و انتزاعی هستیم که این دسته کارها را به مکتب سقاخانه نسبت می‌دهند. همانطور که گفته شد در این آثار تقارن و تکرر در هم‌نشینی با ایستایی فرم‌ها و نمادها نمایان است و صاحب‌نظران در رمزگشایی این عناصر ارجاعاتی از معماری ایرانی می‌یابند و از نیم‌دایره‌ها به گنبد آسمان تا گلدسته یا مناره مساجد و دایره یا بیضی، مرکزین کادرها را به حوض نسبت می‌دهند. به گفته صاحب نظران، این هنرمند از ابتدا تا انتهای دوران کاری خود، مسیری از آثار فیگوراتیو تا انتزاعی را طی می‌کند و باوجود آن‌که فرم‌های انسانی و حیوانی در آثارش به اشکالی کاملاً هندسی و ساده بدل می‌شوند اما هرگز به انتزاع کامل نمی‌رسند.

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

فضای ذهنی او با استفاده از سطوح رنگی تخت و خطوط پهن در کادری ایستا برای مخاطب بسیار آشنا و ارجاع دهنده به مکان‌های مذهبی و بر پایه‌ای از الگوهای معماری سنتی به نظر می‌رسد.

 منصور قندریز، خود در تبیین آثارش با اشاره به کارکرد جنبه ناخودآگاه ذهن خویش، در زمان خلق یکی از آثارش می‌گوید: «من مثل گاو سپیدی دور بوم میگردم. گویی سفیدی بوم نقاشی، گردابی از معماست. خطوط نامحسوس شبیه امواج الکتریسیته را حس میکنم که در فاصله مغز من تا سفیدی بوم در حرکت اند.

ایده‌هایم در مغزم جولان میکنند؛ کدام یک از ایده‌هایم به بیرون خواهد جهید؟ کدام یک؟ فرصت دهید… فرصتی کوتاه تا در یک لحظه مناسب چشم‌هایم گشوده شود. آه! آینه پیدا کردم، یک فرم بزرگ، دایره، مادر فرمها. دیگر بیش از این مغزم کار نمیکند. یک فرم دایره بزرگ، بزرگ چون آفتاب. با چه رنگی شروع کنم. قوطی‌های رنگ کجا هستند؟ بی‌اختیار به طرف آبی، رنگ آبی، آبی‌تر از همه آبی‌ها، نه قرمز»!)

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

 بخشی از نامه منصور قندریز به دوست و هم شهری‌اش احمد عالی دوست هنرمند نقاش و عکاس، بیانگر جهان‌بینی این هنرمند پیرامون حقانیت مرگ نزد این هنرمند تاثیر گذار و فرهیخته است:

دوست عزیز به‌همان اندازه که درد و تنفر آدمی زیاد می‌شود، مرگ فراموش می‌گردد. فکر مرگ همیشه مقدور نیست. ما برای یافتن مرگ اول باید دردهای خود را پس زنیم و رنج‌های بیکرانی را از پیش پای خود برداریم.

ما باید آسوده باشیم که بتوانیم با آغوش باز از مرگ، مرگ عزیز استقبال کنیم. شاید ما را مورد آزمایش قرار می‌دهند و فکر و علاقه ما را نسبت به دنیای دیگر می‌سنجند و از بوته آزمایش درمی‌آورند از کجا که دنیای نشناخته مرگ، آنی باشد که به خواسته‌ی عاجزانه ما پاسخ دهد؟ آنچه نشناخته است پر معنی است. آنچه بی‌معنا و پوچست، به زودی شناخته می‌شود. ما از آشناها و شناخته‌های خود چه آورده‌ایم؟ چرا و به چه جهت دنبال نشناخته‌ها نرویم؟ 

منصور قندریز هنرمند نوگرا و نوسقاخانه ای

آثار هنری متعددی از منصور قندریز در حراج‌های مهم داخلی و بین‌المللی از جمله حراج تهران، حراج میلون اَند اسوسیز، حراج ساتبیز، حراج کریستیز دبی و غیره به فروش رسیده است.

به همین قلم بیشتر بخوانید:

اسطوره و زن معاصر در آثار پردیس شفیعیون با مجموعه والایش

اردشیر محصص راوی ژرفنای تلخ‌کامی و درد و رنج انسانی

ریشه‌های بی‌پایان | مروری بر کارنمای سیراک ملکنیان

پرویز شاپور هنرمند نازک‌اندیشی که هیچ صدایی از طراحی‌اش درنمی‌آمد!

هایده زرین بال و تنیده‌گی در سپهر پهناور هستی

محمد احصایی بیش از نیم‌قرن تداوم هم‌نشینی سنت و مدرنیته