فکرهای بزرگ در ابعاد کوچک | یادداشتی بر آثار الهه کشاورز

فکرهای بزرگ در ابعاد کوچک
یادداشتی بر آثار الهه کشاورز در گالری الهه
مجله هنرهای تجسمی آوام: به قلم حافظ روحانی


نمایشگاه آثار الهه کشاورز در گالری الهه

الهه کشاورز در نوشته‌ی کوتاهی که برای نمایشگاه‌اش در گالری الهه نوشته، به تجربه‌ی زیسته‌ در طول اعصار اشاره می‌کند و آثارش را به نوعی به این تجربیات و اعصار پیشین متصل می‌کند. در پایان این نوشته او به معنای نهفته در احجام اشاره می‌کند، به این امید که آثار او نیز چیزی بر این تجربه بیافزایند. علاوه بر نوشته‌ی نمایشگاه، نام‌گذاری آثار هم بر اساس این اصل انجام شده که تصوری را در ذهن ما به عنوان بیننده برانگیزاند و از این منظر هر مجسمه‌ی او در این نمایشگاه قرار است، چیزی را در ذهن ما زنده کند، یک تصویر را، تا یادآور مفاهیمی فراتر از آن چیزی باشند که می‌بینیم.

نمایشگاه آثار الهه کشاورز در گالری الهه

منابع ارجاعی در آثار کشاورز متعددند؛ از ارجاع به تصاویر باستانی گرفته که به کرات در آثار تکرار می‌شوند و به نوعی یادآور همان ارجاع تاریخی هنرمند هستند. به نظر می‌رسد که در این الگو هنرمند کوشیده تا الگوهای متعددی را در آثارش به نمایش بگذارد. این ارجاع را می‌توان به شکلی دیگر هم؛ تکرار نقوش حیوانات در آثار هنرمند دید. نقوش حیوانی در آثار هنرمند را می‌توان جزئی از سلسله‌ی ارجاع‌ به جنبه‌های تاریخی در آثارش در نظر گرفت، چون این نقوش سابقه‌ی طولانی در تاریخ هنر دارند و حتی پیش از شکل‌گیری تمدن‌ها در آثار هنری انسان دیده شده‌اند و هم از جنبه‌ای دیگر به الهه کشاورز امکان می‌دهند که مفاهیم دوگانه‌ی مورد نظرش را به ما نشان دهد، بسیاری از این مفاهیم انگار با اخلاقیات پیوند خورده‌اند و از این منظر می‌توانند بیان‌گر مایه‌ی دوگانه‌ی مورد نظر هنرمند باشند.

نمایشگاه آثار الهه کشاورز در گالری الهه

این ارجاع‌ها در عین‌حال به شکلی از استعاره‌سازی پیوند می‌خورند که در تاریخ هنر سابقه‌ی طولانی دارند و نمونه‌های گوناگون آن را می‌توان در متون، نوشته‌ها و آثار هنری دید. جایی که حیوانات به جای انسان می‌نشینند. احتمالاً مشهورترین نمونه برای ایرانی‌ها همان کتاب «کلیله و دمنه» است که با استفاده از حیوانات داستان‌های عبرت‌آموز را مرور می‌کند. بر اساس این شیوه، هر حیوان می‌تواند نماینده‌ی یک منش اخلاقی باشد. از این منظر آثار کشاورز به این سنت روایی هم ارجاع می‌دهند.

اما می‌توان به همان نسبت  در آثار او نشانه‌هایی از ارجاع به آثار جدیدتر را هم دید. از آن‌جا که به خصوص در موقع اجرای نقوش حیوانی اکثر هنرمندان مدرن و معاصر هم به تاریخ هنر ارجاع می‌دهند، به شکل طبیعی می‌توان رد این ارجاع را در آثار کشاورز هم دید. به این ترتیب به نظر می‌رسد که او در حین ساخت این آثار به تجربیات جمعی از هنرمندان مدرن و معاصر هم نظر داشته که از همین راه و روش استفاده کرده‌اند.

نمایشگاه آثار الهه کشاورز در گالری الهه

پس تا این‌جا می‌توان پیوند آثارش با آثار متعدد در تاریخ هنر را برشمرد که به همان منظر تاریخی اشاره دارند. اما از طرف دیگر کشاورز بنا بر نوشته‌اش در تلاش است تا ما را به مفاهیمی ارجاع دهد که هر اثر قرار است نمایندگی کند، این یعنی اشکال او قرار است یادآور مفاهیم هم باشند. از این منظر تلاش او به نسبت تلاش جاه‌طلبانه‌ای است، چنان‌چه می‌توان این را از نام‌ها هم گفت و همین‌جا ست که کار او سخت می‌شود. از آن‌جا که هر شکل در آثار او باید یادآور یک استعاره باشد، بار سنگینی بر دوش هر مجسمه می‌افتد و هر اثر باید نماینده‌ی یک مفهوم به نسبت مهم و جدی باشد. در چنین موردی مسأله تنها از دامنه‌ی شکل خارج می‌شود و مسائل گوناگونی مثل نوع نمایش و فضا هم مطرح می‌شود. به نظر می‌رسد که کشاورز در این مورد خاص فکری نداشته‌ است و از این منظر نمایش‌گاه از فقدان یک فکر خلاقانه رنج می‌برد. در نتیجه به نظر می‌رسد که نمایش با وجود همه‌ی تلاش انجام شده، نقصان‌های فراوانی دارد.

نمایشگاه آثار الهه کشاورز در گالری الهه

در مجموع به نظر می‌رسد که با وجود تلاش هنرمند برای این‌که مرزهای کارش را فراتر برده و اشکال را واجد معنی کند، مجموعه‌ی به نمایش درآمده آن‌چنان که باید، توانا نشان ندهد. اِشکالی که به نظر می‌رسد بیش‌تر حاصل نوع نمایش باشد تا اجرای هر مجسمه به تنهایی. چنان‌چه حالا که مضامین و مفاهیم متعددی در آثار مطرح می‌شوند، بیش از اجرای مستقل هر اثر صحبت از یک تمامیت نمایشی است. نمایشگاه الهه کشاورز در الهه تلاشی است در جهت بیان مفاهیم بزرگ که در ابعادی کوچک به نمایش درآمده‌اند و این ابعاد کوچک نه یک اشاره به اندازه‌ی آثار که در عین‌حال اشاره به فقدان فکر برای نمایش آثار است و این فقدان برای برای  نمایشگاهی این‌چنین ضعف کوچکی نیست.

نمایشگاه آثار الهه کشاورز در گالری الهه

نقد نمایشگاه‌های قبل به قلم حافظ روحانی را اینجا بخوانید:

[su_posts id=”72000″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71594″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71583″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71576″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68462″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68140″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68930″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]