طبیعت اسطوره ای | نقدی بر نمایشگاه یعقوب امدادیان

طبیعت اسطوره ای | نقدی بر نمایشگاه یعقوب امدادیان
گالری هور
 مجله هنرهای تجسمی آوام: به قلم جاوید رمضانی


نمایشگاه یعقوب امدادیان گالری هور

طبیعت اسطوره‌ای، اصطلاحی است که در خوانش خود، مفهومی از نوعی دیدار تازه را در بر می‌گیرد. این دیدار، در قالب هنر و تاریخ شکل گرفته؛ از نظام اسطوره‌ها منتج شده، تجارب ملت‌ها از زیستن و عبور از فراز و فرود‌هاست و این‌گونه از آفرینش در افق ایده‌ال‌گرایی به‌همراه امر والا و مهابت برخورد با طبیعت و انسانیت خوانش می‌یابد.

این هفته، به دیدار آثار متأخر استاد یعقوب امدادیان، در نگارخانه‌ی «هور» رفتیم. نام امدادیان، به‌تنهایی میراث بزرگی از هنر معاصر ایران را به دوش می‌کشد؛ خانواده‌ای که در نیم‌قرن گذشته، هنرمندان بزرگی را به عرصه‌ی هنر معاصر معرفی نموده‌اند.

یعقوب امدادیان، متولد 1327، در تبریز است. او در نیمه‌ی دهه‌ی چهل شمسی، به هنرستان «میرک» تبریز وارد می‌شود. این هنرستان که در سال 1297 شمسی، توسط میر‌مصور ارژنگی تأسیس شد، یکی از تأثیر‌گذارترین مدارس هنری کشور، به همراه هنرستان اصفهان و تهران است؛ که امروز بخشی از تاریخ هنرهای تجسمی کشور قلمداد می‌شود. هنرمندانی مانند یعقوب امدادیان، داوود امدادیان، محمد فاسونکی، همایون سلیمی، محمدرضا ایرانی، مرتضی نخجوانی، یعقوب عمامه‌پیچ، ابراهیم مقبلی، کیومرث کیاست و بسیاری از نامداران هنر اکنون ایران، در این مرکز پرورش یافته‌اند.

نمایشگاه یعقوب امدادیان گالری هور

امدادیان، تحصیلات خود را در سطح فوق‌لیسانس در دانشکده‌ی هنرهای تزئینی به پایان برد؛ و در موزه‌ی هنرهای معاصر مشغول به کار گردید. فعالیت‌های او به‌عنوان کارشناس، در سال‌های پس از انقلاب، شخصیت هنری وی را متحول نمود و او را از تأثیرگذاران نمایش‌های این موزه در سال‌های رکود و سخت جنگ تحمیلی گرداند.

درگیری امدادیان با شاکله‌ی منظره‌نگاری در طی بیست‌سال گذشته، سبک و سیاقی متفاوت برایش به ارمغان آورده است. نگاه شاعرانه‌ی او به طبیعت، به‌همراه دغدغه‌های تاریخی، هویتی منحصر‌به‌فرد به نقاشی او داده؛ که می‌توان آن را «قالب طبیعت اسطوره‌ای» نامگذاری کرد. امدادیان، تنها در پی تحول شکل و فرم در نقاشی و عبور از واقع‌گرایی به گفتمان تجریدی نبود. او هیچ‌گاه در طبیعت نقاشی نکرد؛ برداشت‌ها و مشاهدات او باوری ذهنی و خیال‌پرور ارائه می‌دهند.

او درحالی در مرزهای انتزاعی حرکت می‌کند که قطعاتی معمارانه و گاهی درختان در آثارش مشاهده می‌گردند.

ترکیب هندسی سطوح با رنگ‌هایی الوان، افق دید را گسترده می‌کنند؛ و سطوح عمودی و افقی، به‌همراه نور درونی و پنهان رنگ‌ها بیننده را به مفهوم مکانیِ این آثار رهنمون می‌کند؛ آسمان آبی و زمین سبز یا اُکر، نگاهی شور‌انگیز را تداعی می‌کنند. عبور نقاش از سه‌بعد‌نمایی متداول تداوم نگاه هنر ایرانی در نگارگری است.

در بیشتر آثار متأخر، رنگ‌هایی فام رخ نمودند؛ گویا نوید امید و نور زیبایی می‌دهند؛ اگرچه در گذشته  هم رنگ‌هایی درخشان در پالت رنگ هنرمند نقش اصلی را به‌عهده داشتند.

نمایشگاه یعقوب امدادیان گالری هور

نقاش، به نور و امید و تمدن امیدوارانه می‌نگرد و از رویکرد هیچ‌انگارانه گریزان است. وسعت فضا در گستره‌ی ذهن او، حرمی از شعف و پرواز را انتقال می‌دهد. نقطه‌ی تمایز هنر امدادیان در هستی‌شناسی ایرانی اوست؛ وی به گفتمانی شاعرانه و حافظ‌‌گونه دست یازیده و به حقیقت ابدی اشاره می‌کند. راهکار او برای برخورد با مصائب زیست اکنون، داشتن امید و معنا‌جویی در طبیعت است؛ نگاهی محو به افق بلند یک دشت، بر نیروهای تاریک و اضطراب بارِ هستی غلبه می‌کند.

براساس گفته‌های نقاش، او به منظره با دو نقطه‌دید متفاوت نزدیک می‌شود؛ از بالا و از روبه‌رو. این ترفند به‌همراه سطوح‌نگاری رنگی التفاتی است که هنرمند به نگارگران دارد، اما در داخل سطوح رنگی، با بافت و حساسیت لکه‌ها مواجهیم؛ گویا هنرمند جزئیات یک درخت را از فاصله‌ی نزدیک، در یک سطح گستره که دشتی را به‌خاطر می‌آورد ترسیم کرده است. هم این‌جا و هم آن‌جا بودن یا هم نزدیک و هم دور‌بودن نقاش در هنگام مشاهده‌ی طبیعت، سفری است که امدادیان در مسیر واقع‌گرایی به معنا‌جویی ترسیم می‌کند.

امدادیان خود در این مورد می‌گوید: «با پرسپكتيو اروپايى چندان سروكار نداشتم و ادامه‌ی كارهاى قبلى‌ام است كه به اين‌جا ختم شده است؛ هرچند كه در نگاه اول شما با يك‌سرى سطوح تختِ رنگى مواجه مى‌شويد، اما اين نگاه كاملاً محسوس است؛ اين نگاه زيبايى‌شناسى ايرانى است».

کارنمای امروز یعقوب امدادیان، نیم‌قرن نقاشی و فعالیت هنری است؛ که نه‌تنها ارتقای جهان بصری ایرانی، بلکه تداوم و پایمردی در این تاریخ پرتکاپو، بزرگترین دستآورد آن محسوب می‌گردد.

نقد نمایشگاه‌های دیگر به قلم جاوید رمضانی را اینجا بخوانید:

[su_posts id=”73793″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”73732″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”73557″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”73453″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”73264″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”73129″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72935″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72846″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72578″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72463″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72365″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72269″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72095″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”72011″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71459″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71503″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71202″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”70834″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”69680″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”69692″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68507″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68309″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68123″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68743″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”56634″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]