چگونه هنر معاصر اختراع شد | در معرفی کتاب رونق، پول‌های زیاد، اَبَر دیلرها و صعود هنر معاصر

یادداشتی بر کتاب «رونق، پول‌های زیاد، اَبَر دیلرها و صعود هنر معاصر»

نوشته مایکل اشنیرسون به ترجمه نیما ابطحی، نشر آوام‌سرا

مجله هنرهای تجسمی آوام: به قلم مریم روشن‌فکر

این متن در مجله کوچه نیز منتشر شده است

کتاب رونق، پول‌های زیاد، اَبَر دیلرها و صعود هنر معاصر

در چندسال اخیر به مدد چند سریال نمایش خانگی مشهور تصویر جدیدی از دنیای هنر در اذهان عمومی جامعه شکل‌گرفته و موجب شد توجه‌ها به این سمت جلب شود. پیش‌ازاین تصویر عمومی از هنر و هنرمند فردی درون‌گرا و آرام، بعضاً ستم دیده بود که در عزلت و تنهایی بر بومی قلم می‌زند و «خوراکش نان و پنیر است»، اما به‌یک‌باره این تصویر به فضایی پرزرق‌وبرق و قیمت‌های میلیاردی و کسانی با قیافه‌ها و لباس‌های عجیب و رفتار نامتعارف تغییر کرد که درگیر موارد مالی مشکوک و حتی فعالیت‌های جاسوسی هستند. درست حالا، شاید زمان آن باشد که بپرسیم، دنیای واقعی هنر چه شکلی است؟ برای پاسخ به این پرسش نمی‌توانیم از جامعه خودمان آغاز کنیم، جایی که قدمت چیزی به نام «صحنه هنر (Artscene)» در آن هنوز به صدسال نرسیده بنابراین ما ناچاریم کمی به عقب و به‌جایی نگاه کنیم که آنچه امروز به آن هنر معاصر می‌گوییم در آن نسج گرفته و متولد شده‌است، اصطلاحی که در بازار هنر به آن «هنر معاصر و پس از جنگ (post war and contemporary art)» گفته می‌شود.

 کتاب «رونق،…» به همین دلیل کتابی مفید است که با نثری داستان‌گونه ما را به زوایا و خفایای این دنیا می‌برد، کتاب از امریکای اواخر دهه 40 میلادی آغاز می‌شود، درست پس از جنگ جهانی دوم، اروپای فروپاشیده، بحران روانی و اقتصادی و دردهای پیچیده‌ی درمان‌نشده، کوچ‌های بزرگ از اروپا به امریکا و شکل‌گیری نیویورک به‌عنوان قطب فرهنگی دنیای جدید. این کتاب همچنین راوی مسیر هنر به‌مثابه کلیدی برای قفل‌های بسیار است، از ظهور مقتدرانه زنان به‌عنوان گردانندگان اصلی و تأثیرگذار تا راه‌حلی برای بحران‌های مالی.

کتاب رونق، پول‌های زیاد، اَبَر دیلرها و صعود هنر معاصر

در این کتاب می‌بینیم که چگونه جهان هنر از زیبایی به بیانگری، اعتراض و تأثیرگذاری تغییر جهت می‌دهد و چگونه افرادی سخت‌کوش برای نجات این جهان بی‌مرز و پیش‌بینی‌ناپذیر تلاش کرده‌اند و چگونه تلاش‌هایشان منجر به گشودن راه‌های تازه برای فرهنگ و اقتصاد شده‌است. تمرکز اصلی این کتاب بر افراد است و به‌خوبی دوران‌های مختلف صعود و سقوط هنر را با بازه‌های زمانی تقسیم‌بندی کرده است، هرچند محور اصلی کتاب دیلرها یا فروشندگان آثار هنری هستند، اما اشنیرسون به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه فروش هنر به شاخصه‌های بی‌پایان فرهنگی، اقتصادی، تبلیغاتی، سیاسی و اجتماعی وابسته است، در این کتاب روند شکل‌گیری پیوند هنر و پول را می‌بینیم که چگونه ظاهری جدایی‌ناپذیر پیدا کرد و چگونه هنرمندان و گالری‌داران در برابر آن ایستادگی کرده و می‌کنند، چگونه برخی از هنرمندان و چهره‌های شاخص در زیر بار جهان سرتاسر مادی کمر خم می‌کنند و می‌شکنند و برخی نیز همه این جهان را به سخره می‌گیرند و برخی چگونه اقتصاد را به نفع هنر و هنر را به نفع فرهنگ و فرهنگ را به نفع پیشرفت اجتماعی به کار می‌گیرند و چگونه کشورها از موزه‌ها به‌مثابه ریه‌های فرهنگ بهره می‌برند.

کتاب رونق در 600 صفحه با بیشترین جزئیات ممکن با روایتی داستان گونه مخاطب را به گردشی در دنیای هنر امروز می‌برد و برخلاف کتاب‌های مشابه مانند «کوسه شکم‌پر[1]» بدون جانب‌داری و از دیدگاه فردی از درون جامعه هنری نوشته شده‌است، اگر به پرسش اولیه بازگردیم، خواندن این کتاب پاسخ مفیدی به خواننده ایرانی خواهد داد، اینکه جهان هنر دیگر مانند قدیم رمانتیک و شاعرانه نیست و بیشتر از گذشته با اقتصاد پیوند خورده اما این دلیل بر نفی جایگاه فرهنگی و اجتماعی هنر نیست بلکه بازگوکننده وضع موجود و اقتضائات زمانه است.


[1] کتاب کوسه شکم پر 12 میلیون دلاری: پرونده‌ای درباره اقتصاد سردرگم هنر معاصر/دن تامپسون/ مترجم: اشکان زهرائی/ بیدگل

معرفی کتاب های دیگر را اینجا ببینید:

دوره دوجلدی خودآموز نوشتن از هنر معاصر

خودآموز نوشتن از هنرمعاصر نوشته‌ی گیلدا ویلیامز نشر آوام‌سرا ترجمه سحرافتخارزاده

کتاب جعل و از ان‌خودسازی

جعل و از ان خودسازی در هنر معاصر