فردریک سومر | واقعیتی شاعرانه تا رازآلودگی ناخودآگاه

فردریک سومر | واقعیتی شاعرانه تا رازآلودگی ناخودآگاه

بررسی سیر عکاسان فرمالیسم تا پلورالیسم
خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم

نوشته: ون درن کوک | ترجمه: غلامحسین فتح الله نوری | انتشارات حرفه هنرمند

سایت تندیس: تلخیص محدثه شادمهر


فردریک سومر frederick sommer

«می‌دانم که عکاسی در پرداختن به برخی چیزها ابزاری مناسب است و من بیشترشان را در طبیعت نیافتم، لذا آنها را خود ساختم، اگر می‌شد در طبیعت پیدایشان کرد، از آنها عکاسی می‌کردم؛ آنها را ساختم، زیرا از طریق عکاسی به شناخت چیزهایی می‌رسم که نمی‌توانم پیدایشان کنم.»فردریک سومرفردریک سومر، عکاس ایتالیایی، که جزو عکاسان سوررئالیست به شمار می‌رود؛ دیرزمانی بر این تصور بود که دین در قرن بیستم نیازمند تصاویری متفاوت و پرقوت‌تر است تا احساس رازآلودی که مردم را در گذشته برمی‌انگیخت از نو زنده سازد. وی بر این باور بود که با عکاسی می‌توان واقعیت را شاعرانه جلوه داد و نمادگرایی جدیدی پدید آورد؛ که قدرتی بیش از استعاره‌های مأنوس که در نقاشی‌های سنتی دیده می‌شود را دارا باشد. فردریک سومرسومر در عزلتی خودخواسته در شهری کوهستانی در آریزونا که برای سلامتی‌اش مناسب بود، واقعیت شاعرانه جدیدی با سرهم بندی «چیزهای یافته شده» در برابر دوربین، از نوعی که در طبیعت بی‌جان اولیه‌ی او از کله و امعاء و احشای ماکیان دیده می‌شود، پدید آورد. دوربین عکاسی نزد وی واجد قابلیتی خاص در بیان رازهای نهفته در ترکیب‌بندی‌های اضطراب‌آور بود. وی در ۱۹۳۹ مجموعه عکس سر و امعاء و احشای مرغ را آغاز کرد. او با تماشای کار قصاب‌ها، در بخش‌های دورریختنی بدن این موجودات، موضوع بکری که تأثیر حسی بصری عجیبی داشت، پیدا کرد. در عکس‌های او بخش‌های مختلف بدن مرغ چنان چیده شده بود که کنایه‌های تصویری رازآلودی پدید می‌آورد.فردریک سومر
یکی از تصویرهای شاخص این مجموعه که در ۱۹۳۹ ثبت شده است؛ اعضای بدن جانور و پاره‌های پراکنده و پوست آن خبر از عملی خشونت بار دارد که به تازگی صورت گرفته است. کشتن مرغ و بازبینی امعاء و احشای آن، شیوه‌ای قدیمی در غیب گویی در فرهنگ امریکای جنوبی و افریقا بود. عکاس برای ایجاد لایه‌های بیشتر معنایی در عکس غشایی بر سر مرغ کشیده تا فرم روکش یا خرقه‌ای شبیه پوشش راهبان کاتولیک را به ذهن مخاطب متبادر کند.فردریک سومرسومر در مدت زمان زندگی‌اش در برزیل فرصتی یافت تا شعائر تأثیرگذار کلیسای کاتولیک و همچنین سنت‌های پررمز و راز بومیان هندی و اعتقادات بازمانده بردگان سیاه را بشناسد. شاید این تصویر بیشتر بتواند بازگو کننده نیت عکاس باشد. در انتها باید گفت نمادگرایی اثر، کاملاً مشهود نیست، زیرا سومر افکار خود را اغلب آشکار نمی‌کند، بلکه تفسیر را برعهده مخاطب می‌گذارد. ماهیت این عکس، همچون رؤیا به تفسیر بیننده عکس متکی است. این ماهیت با پوششی از فرهنگ تلطیف شده و فقط در ضمیر نیمه آگاه ما وجود دارد.فردریک سومر

شماره‌های پیشین خلاصه کتاب عکاسی نمایی از مدرنیسم را اینجا بخوانید:

[su_posts id=”51808″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”50705″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”49382″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”48148″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”46242″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]