بهترین آثار هنری ۲۰۱۷ از تومورهای هویت داده شده تا سرهای دوار پیکابیا

بهترین آثار هنری سال ۲۰۱۷ به انتخاب آرت نت
پرونده بهترین آثار هنری  ۲۰۱۷ | قسمت دوم

سایت تندیس: ترجمه آرین آزادکام


بندرهای مدرن و تاریخی ترنر: گذاره هایی از میان زمان در موزه ی «مجموعه فریک» نیویورکآثار هنری

یکی از زیباترین و الهام بخش‌ترین نمایشگاه‌هایی که در طول سال با آن برخورد داشتم بندرهای تاریخی و مدرن تِرنر در موزه مجموعه فریک نیویورک بود. یکی از محبوب‌ترین هنرمندان من در یکی از محبوب‌ترین موزه‌های مورد علاقه من. برفراز این نمایشگاه دو اثر ماندگار از ترنر به نام‌های بندر دیپ(۱۸۲۵)، بندر کلن(۱۸۲۶) به چشم می خورد (به دلیل مشکلات حمل و نقل این مجموعه آثار تِرنر هیچ وقت در خارج از موزه فریک به نمایش در نیامده‌اند.)
حقیقت این است که ترنر یک سالک حریص است که مجذوب نور، مناظر، فرهنگ‌ها و باورهای بومی است و فقط به نقاشی کردن از بندرهایی که خود در آلمان، فرانسه و انگلیس مشاهده می‌کرد بسنده نمی‌کند و در نقاشی‌هایش به تلفیق درخشان صحنه‌های بنادر پیشین (که خود هیچ وقت ندیده است اما با وضوح کامل می‌تواند تصور کند) و بنادر دوران خود می‌پردازد.

Emek Ogboh با چیدمان «طریقی که چیزهای زمینی در حال حرکت‌اند» در پروژه Documenta 14 شهر آتن.آثار هنری

اینستالیشن این هنرمند نیجریایی با تدارکاتی خصوصی در یکی از آمفی تئاترهای مسقفِ کنسرواتوار تاریخی آتن با سرافرازی ارائه شد. فضای زیادی برای اسپیکرها و صفحه نمایش رنگی بزرگ او در فضای چیدمان وجود داشت، صفحه نمایشی که اتفاقات تالار بورس جهانی را به صورت زنده نشان می‌دهد. صداهای پلی فونیک یونانی که از اتاق بتنی منتشر می‌شود تاثیری نافذ و ژرف اندیشانه را به مخاطبان القا می‌کند و یک کلیت فراموش نشدنی را پدید می‌آورد. صداهای حرف زدن آهنگ گونه زبان‌های بیگانه از اسپیکرها پخش می‌شود انگار قصد برانگیختن روح خالقان فرهنگ‌های غربی را (که هم اکنون در مشکلات اقتصادی غوطه ور است-یونان) دارد.
این چیدمان با درایتی ستودنی تقابل میان صداهای مختلف مثل اعلام بالا و پایین رفتن قیمت شاخص‌های بورس و صداهای طبیعی و غیره را به تصویر می‌کشد. انجمن‌های متعددی در بحران‌های اقتصادی خود غرق شده‌اند، ناگهان صدایی غریب با فرهنگ و زبانی بیگانه از تمام موانع عبور می‌کند گویی سخنی خیلی انسانی و مرتبط را فریاد می‌زند، در حالی که اصوات ستون و پایه اصلی تمدن غرب در جریانی انبوه از نورهای گوناگون محو، بیگانه و منتزع می‌شود.

«تومورهای هویت داده شده» ۱۹۷۱ اثرآلینا ساپاچینوف Alina Szapocznikow در موزه هپورت ویکفیلد Hepworth Wakefieldآثار هنری

علیرغم حجم زیادی از هنرهای جدید که امسال در گالری‌ها، نمایشگاه‌ها و بیِنال‌ها دیدم، بیشترین آثاری که مرا مجذوب خود کرد مربوط به پنج دهه گذشته بود که توسط یک هنرمند لهستانی ساخته و پرداخته شده است. نمایشگاه «منظر انسان» که در واقع بازنگری به آثار ساپاچینوف می باشد. این مجموعه به ظرافت و زیبایی هرچه تمام‌تر ارائه شده و انتخاب یک اثر از میان آن کار بسیار دشواری است، ولی یک اثر (مجسمه زمینی) به نام شخصیت تومورها، که در مجموعه‌ای از شکل‌های ارگانیک به شکل صورت خود هنرمند در آمده‌اند و روی توده‌ای از سنگ ریزه‌های خاکستری قرار گرفته بودند تاثیرشگرفی داشت. گویی به طور غیرقابل توضیحی توده‌ای از تومورها روی سایه‌ای از یک ساحل دور هم جمع شده‌اند. این اثر و سایر آثار با این تفکر هنرمند در دوران درگیری هنرمند با سرطان سینه طراحی و ساخته شده‌اند که دو سال بعد از ساخت این مجسمه، هنرمند به واسطه سرطان در سن ۴۷ سالگی می‌میرد.تومورها هویت داده شده تنها یک پدیده نیست و تنها به جابه‌جایی مرزها و از بین بردن محدودیت‌های مجسمه‌سازی از لحاظ فورمال نمی‌پردازد، این مجسمه یادآور این است که والاترین هنر می‌تواند شروع خود را از واقعیات تشکیل دهنده زندگی هنرمند شکل دهد و بدون هیچ نشانه‌ای از خود پرستی یا غرور.

فرانسیس پیکابیا: سرهای ما دوار هستند برای اینکه افکار ما بتوانند تغییر جهت بدهند، در موزه هنرهای مدرن نیویورک MoMAآثار هنری

رفتن به نمایشگاه سرهای ما دوار هستند متاسفانه با شناخت کمی از فرانسیس پیکابیا متحیر کننده بود. شیوه امپرسیونیستی اولیه راه را برای نگاه‌های کوبیستی هنرمند فراهم می‌سازد و سپس شناخت و آگاهی هنرمند از دادائیسم میسر می شود. پیکابیا از اینکه خود را هر بار تسلیم یک سبک یا نگرش خاص کند سرباز می زند. نقطه عطف نمایشگاه، مجموعه شفافیت (transparencies) (۱۹۳۰-۱۹۲۷) بود که در آن هنرمند موفق به تاثیرگذاری چند لایه‌ای می‌گردد که به واسطه استفاده از لعاب‌های رنگی، لاک و جلا، به دست کاری نقاشی رنگ روغن خود می‌پردازد. گویی که بوم تبدیل به سطحی مثل کاسه‌ای سرامیکی شده است. سوژه‌ای حائز اهمیت است که غالباً از اساطیر برداشت شده واحساس وهمی غیر طبیعی را القا می‌کند; انگار که آثار به عنوان یادگاری هستند از یک تمدن از بین رفته.
تصویر محو می شود تا لایه‌های عمیق‌تری از تاریخچه خود را آشکار کند. مهارت استادانه پیکابیا برای ترکیب این تصاویر دوگانه به شکل یک کلیت موزون حائز اهمیت است . همچنین تلاش والای پیکابیا برای وادار کردن بیننده به دیدن ژرف و طولانی و تماشای فعل و انفعال پر جنب و جوش بین خط و رنگ روی بوم ستودنی است.

شماره قبلی این پرونده را در لینک زیر مشاهده کنید:

[su_posts id=”53029″ tax_operator=”0″ order=”desc”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]