گفتگو با علی قطبی در گلستان

[su_heading size=”14″]حیدر زاهدی؛ تندیس: شنبه بیست و نهم فروردین است و آمده‌ام گالری گلستان تا نقاشی‌های علی قطبی را ببینم. نقاشی‌های خوش‌ رنگ، زیبا، کودکانه و شادی که هم‌نشینی رنگ‌ها در آن‌ها گویای فلسفه نقاشی و خط‌ها تعیین کننده کمپوزیسیون و فرم کارها هستند.[/su_heading]

قطبی

فضای نقاشی‌ها به‌چشمم بسیار تصویرسازانه آمد و با خط‌های سنگین و جسور در نقاشی‌ها و طراحی‌های قبلی علی قطبی بسیار فاصله داشت. این پرسش به ذهنم رسید که چرا خط‌های علی قطبی تغییر کرده و به جای آن چه چیز تازه‌ای وارد کارهایش شده است. این را از خود او جویا شدم و او ماجرا را برایم این‌طور شرح داد.

[su_pullquote align=”right”]عامدانه خواستم از طراحی فاصله بگیرم و حتا قدرت خط‌ها را بر روی بوم ذبح کنم تا به آرامش رنگ‌ها و درک ساده هم‌نشینی‌ها برسم. خواستم تا لذت مخاطب را بیش از پیش مد نظر قرار دهم و بتوانم به بینندگان کارهایم آرامش بدهم.[/su_pullquote]

«من سال‌هاست که در بیشتر روزها طراحی بخشی از برنامه روزانه‌ام است و خط و عنصر طراحانه برایم بسیار مهم و در عین حال ورود به فضای طراحانه برایم جذاب است. اما در این سری ازکارهایم عامدانه خواستم از طراحی فاصله بگیرم و حتا قدرت خط‌ها را بر روی بوم ذبح کنم تا به آرامش رنگ‌ها و درک ساده هم‌نشینی‌ها برسم. خواستم تا لذت مخاطب را بیش از پیش مد نظر قرار دهم و بتوانم به بینندگان کارهایم آرامش بدهم. در جهان دکوراتیو لذتی نهفته است که من آن‌را دست‌آورد هنر می‌دانم.»

علی قطبی برای هیچ یک از نقش‌هایش عنوانی انتخاب نکرده است، او این عناوین را حصار و زندان معنای بصری می‌داند و ترجیح می‌دهد که مخاطبش را محدود نکند و آزاد بگذارد.

قطبی

نقطه شروع نمایشگاه را از او می‌پرسم و او می‌گوید: «این نمایشگاه را با این تابلو شروع کردم (به نقاشی نزدیک در ورودی اشاره می‌کند)، وقتی این کار را می‌کشیدم در اخبار بحث جنگ بود و ذهن من تحت تاثیر این موضوعات به مبارزه با خباثت معطوف شده بود. من به دنبال نمادی برای نمایش ذهنم بودم. البته در این کار ایرانی بودن، پهلوانی و جنگجو بودن را بسیار دوست داشتم و این دیو هم که نشانه پلیدی است. با این حال دیو من رنگی است چون کار زشت کشیدن را دوست ندارم. به گمانم مخاطب در نمایشگاه من باید لذت ببرد و اگر فهمی هم صورت می‌گیرد تنها از راه لذت باشد.»

.

.

.

قطبی

باید گفت گرچه علی قطبی نگاهی تصویرسازانه دارد اما هیچ یک از رنگ‌های او بی‌دلیل در کنار رنگ دیگری قرار نگرفته است و البته باید اشاره کرد که فضای کودکانه و شاد نقاشی‌های او که به لطف والورهای رنگی بی‌شمارش ایجاد شده، بسیار داستان‌پرداز هستند. او درباره یکی از نقاشی‌هایش می‌گوید: «مرد و زن روستایی در فضای خود ایستاده‌اند و با طبیعت خود آمیخته شده‌اند و خورشید در کلاه زن روستایی و آب و باد خاک در زمینه نقاشی با آن‌ها همراهی می‌کند.»

انرژی در کارهای علی قطبی عنصر مرکزی است. او خود را پیرو نگارگری سنتی ایران نمی‌داند، اما می‌داند که از این جهان ناخودآگاه مایه گرفته است. از مفاهیم اسطوره‌ای و داستانی تا نگاه دوبعدی و البته بیشتر گرافیکی او  که همه مایه‌هایی از ایرانی بودن و سنت پهلوانی دارند. او که از سال‌ها پیش به سه موضوع نقاشی، تصویرسازی و گرافیک برایش دغدغه بوده این بار این سه را به نوعی تلفیق کرده است که نقاشی در بین‌شان پررنگ‌تر باشد.

قطبی