تصاویری از رنج و لذت در صعود شروین امدادیان

تصاویری از رنج و لذت در صعود شروین امدادیان
نگاهی به مجموعه عکس‌های «صعود»، شروین امدادیان
گالری ای جی
مجله هنرهای تجسمی آوام: به قلم مریم روشن‌فکر


نقد نمایشگاه صعود شروین امدادیان

 در دل مناظری بکر و تصاویری زیبا از قله‌هایی که این سرزمین کوهستانی و یکه را پوشانده‌اند، در وصف صعود و آرامش و خلسه‌ی ارتفاع، جایی که آسمان به زمین نزدیک است و ابرها را گویی می‌توان با دست گرفت، شروین امدادیان دوربین خود را به کار انداخته و پس از پشت سر گذاشتن مشقتی که برای حمل آن کشیده، جایی که هر یک گرم وزن، در برابر رقیق شدن و کاهش فشار هوا، باری است اضافی، تصاویری را ثبت کرده که اکنون پیش چشم ما گسترده شده‌اند. تصاویری که زاده رنج و لذت است، درست آن‌گونه که خداوند برای انسان مقرر داشته.

امدادیان این رنج را با سنگچین به نمایش گذاشته، سازه‌ای که بشر از دوران باستان برای نشانه‌گذاری از آن بهره می‌برده‌است. عملی که در یک مسیر انجام می‌شده تا رهرو بعدی به بیراهه نرود. مانند سنگچینی که امدادیان در وسط یکی از سالن‌های گالری چیده‌است و از مدعوین نمایشگاه نیز دعوت می‌کند تا با تحمل رنج حمل سنگ و بالابردن آن از شیب پله‌های گالری نشانه‌ی دیگری از خود بر جای بگذارند. در سالنی که سنگچین چیده شده‌است، تصویر بزرگی بر روی دیوار نصب ‌است، تنها تصویری که انسان در آن حضور فیزیکی دارد، گویی ما به مکانی رسیده‌ایم که کوهنوردانی قبلا با ساخت این سنگچین آن را علامت‌گذاری کرده‌اند و پرهیب‌شان از دور معلوم است که می‌گذرند ولی عکاس در جای خود نشسته‌است، کنار سنگچین و به رفتن این گروه می‌نگرد، مانند مردی خسته از باری که بر دوش کشیده، تنها امید او لکه ابر بزرگی است که برسقف کوهستان قراردارد و همراه مردان می‌رود، مانند یک روح محافظ.

در باقی آثارش نیز امدادیان به این روح محافظ وفادار مانده، او بر یکی از دیوارهای گالری  جمله‌ای را به نقل از شارل بودلر نگاشته است: «پس دلبسته چه چیزی هستی ای غریبه‌ی عجیب؟…/ …دلبسته ابرهایم…/ابرهایی که در گذرند، آنجا آن بالا…»  و گویی خود نیز همانند آن «غریبه عجیبِ » شیفته‌ی آن‌ها شده‌است، ابرهایی که تقابل بین زمین و آسمان را صورت می‌دهند. آن‌ها در برابر کوه که از سنگ و خاک ساخته شده، کوهی که سنگین و سترگ است ایستاده‌اند و به تصاویر او تعادل بصری می‌دهند، اگر ابرها نبودند چه می‌شد؟ حتی تصور آن نیز ممکن نیست، تمام آثار این مجموعه در میانه این تقابل شکل گرفته‌اند و به تعادل رسیده‌اند. نقطه صعود خسته و دردناکی که امدادیان در آن قرار گرفته و به امید عکاسی از این مناظر آن را در نوردیده.

اگر بخواهیم سویه نمادینی نیز نسبت به آن اخذ کنیم باید صعود وعبور را از ابرها بگیریم و در برابر سکون و ایستایی کوه‌ها قرار دهیم. به عبارتی ابر نماد آن عبور و صعود است و کوه نمادی از سکون و ایستایی.

نقد نمایشگاه صعود شروین امدادیان

 امدادیان همچنین به تکه‌های جدا افتاده نظری خاص دارد، تکه‌هایی که در میانه منظره تصویری غریب به وجود می‌آورند و ابرها نیز جزء همین قطعات محسوب می‌شوند. اما سنگ‌ها و بسترهای برفی نیز که به عنوان قرینه‌ای برای ابرها در تصاویر دخیل هستند همین کارکرد را دارند. به واقع این قطعات جدا از هم  نقش ارتباط دهنده تضادهای درون تصویر هستند، تضاد تیره و روشن در فرم و تضاد آسمان و زمین و سبک و سنگین در معنا. سیاه و سفید بودن آثار نیز به شکل‌گیری این تضاد کمک کرده‌است. و بازی اصلی که عکاس با تیرگی و روشنی و سیاه و سفید می‌کند، جای سبکی و سنگینی عناصر را با یکدیگر تعویض کرده و این افق و این منظره زیبا را با امید و نا امیدی و خستگی و تلاش می‌آراید.

از سوی دیگر عکس‌های امدادیان تصاویری هستند که عکاس در آن‌ها حضور دارد، او نگاه خود، شعف و حتی خستگی‌اش را در تصاویر نشان‌داده‌است، آن‌جا که مردهایی به سمت افقی نا معلوم می‌روند و او ایستاده‌است و آن‌جایی که نمی‌تواند شیرینی غرق شدن در لذت همکناری ابر را با لکه برفی بر خاک تیره ناگفته بگذارد. او افق خود را با مخاطب عکس‌هایش به اشتراک گذاشته و از او دعوت کرده‌است تا در بخشی از این حس مشارکت کند. سنگچینی بچیند و از خود نشانه‌ای بگذارد و در لذت زیبایی این سوغاتی‌های بصری که او از کوهنوردی به ارمغان آورده شریک شوند. در واقع خواست امدادیان برای ثبت این لحظات بکر اصلی‌ترین کاربافت فکری این آثار را تشکیل می‌دهد و مخاطب را در تجربه بالارفتن و مشقت حمل دوربین و جدال او با امید و نا امیدی سهیم می‌کند.

نقدهای دیگر به همین قلم:

[su_posts id=”71349″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”71049″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”70349″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68600″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68330″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68148″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]

[su_posts id=”68922″ tax_operator=”0″ order=”desc” orderby=”none”][su_posts id=”47315″ tax_operator=”0″ order=”desc”][/su_posts]