خانه | پژوهش | پرسپکتیو شمایل‌شناسانه | خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

بخش شانزدهم

پرسپکتیو شمایل‌شناسانه | خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

پرسپکتیو شمایل‌شناسانه | خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی
نوشته‌ی مایکل آن هالی[۱]
بخش شانزدهم
اروین پانوفسکی ترجمه ندا اخوان اقدم، نشر چشمه
مجله هنرهای تجسمی آوام: تلخیص نیلوفر تقی‌پور

«اگر سرانجام در حوزه‌ی پدیدارهای اصلی نظمی بیابم، تنها از سر تسلیم است؛ اما تفاوت فاحشی میان تسلیم من در محدوده‌ی انسانیت فرضی و تسلیم من در محدوده‌ی فرضی فردیت وجود دارد.» گوته

بخش پایانی کتاب، نوشته‌ی مایکل آن هالی، درباره‌ی پانوفسکی است که در سال ۱۹۸۴، نوشته شده است. او مورخ هنر و اهل آمریکاست که در سال ۱۹۸۱، رساله‌ی دکترای خود را در زمینه‌ی تاریخ هنر، از دانشگاه کرنل نیویورک، با عنوان «تئوری‌های هنر اروین پانوفسکی» به پایان رساند.

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمیخلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

مطالعات تاریخ هنر معاصر، تا حد زیادی به نگاه روش‌شناسانه‌ی پانوفسکی وابسته است. امروزه برای دانشجوی هنرهای گذشته، تلاش برای تعیین وضعیت مطالعه‌ی خود در یک بافت و نیز تا حدی کشف ایده‌های شخصی و فرهنگی‌ای که آن اثر را شکل بخشیده، مرسوم است. محققانی که طی چهل‌سال اخیر آموزش دیده‌اند، با پیگیری مفاهیم همیشه‌مبهم، آثار هنری خود را مدیون آثار اخیر پانوفسکی می‌دانند. هالی معتقد است از میان فهرست کتاب‌شناسی پانوفسکی، که بالغ بر ۲۰۰ اثر است، این چهار کتاب: مطالعاتی بر شمایل‌شناسی، معماری گوتیک و تفکر مدرسی، نقاشی‌های هلند اولیه و معنا در هنرهای تجسمی نشان از روش‌شناسی او دارند؛ اما از قضا این آثار متأخر، که از آن به‌عنوان اوج دوران نظری پانوفسکی یاد می‌شود، در واقع بازآفرینی مراحل آغازینی است که آثار اولیه‌ی او، به‌نحو ضمنی موجود بودند.

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

مورخان هنری، که با پیش‌زمینه‌ی بسیاری از ایده‌های پانوفسکی چندان آشنا نیستند، اغلب در آثار اخیر او صرفاً با یک برنامه‌ی کاربردی، برای یافتن معنا از نمادهای نه‌چندان نهان در نگاره‌های تجسمی مواجه می‌شوند. علی‌رغم تأکید پانوفسکی بر معناشناسی، شمایل‌شناسی هنوز تنها به‌مثابه یک صورت اصلاح‌شده و پیشرفته از شمایل‌نگاری دریافت می‌شود. هالی معتقد است با بررسی فرضیات معرفت‌شناختی، همراه با پیدایش رویکرد پانوفسکی، نباید به تاریخ هنر اجازه دهیم که موفقیت و شهرت آثار اخیر او، توجه‌ ما را از ادامه‌ی بررسی انتقادی اصول آن منحرف سازد.

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

هالی در این قسمت، نظریات پانوفسکی را به‌اختصار توضیح می‌دهد؛ که به‌خاطر اهمیتشان تکرار آن‌ها خالی از لطف نیست: مطالعاتی در شمایل‌شناسی، سه سطح از معنا یا مضمون را که در هر نگاره‌ی تجسمی دیده می‌شود، به‌صورت فهرست‌وار طبقه‌بندی کرد:

  1. توصیف «پیشا‌شمایل‌نگارانه»، بر پایه‌ی تجربه‌ی عملی است؛ و مضمون ذاتی را توصیف می‌کند. ۲. تحلیل «شمایل‌نگارانه»، توجه خود را به معنای قراردادی معطوف می‌کند و می‌تواند با اطلاعات مأخوذ از منابع ادبی کشف شود. ۳. تفسیر«شمایل‌شناسانه»، که برای آشکار ساختن معنای اثر هنری در این سطح باید به بررسی تمایلات اصلی ذهن بشری پرداخت؛ آن‌چنان که تحت‌تأثیر زمینه‌های فرهنگی و روان‌شناسی شخصی قرار می‌گیرند.

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

در ادامه‌ی بخش هالی، مثال‌های فراوانی از مقالات منتشر‌شده در زمینه‌ی رویکرد شمایل‌شناسانه می‌آورد؛ و نظرات پانوفسکی را در کنار نظرات محققان دیگر تشریح می‌کند. این مقالات، حول محور هنر رنسانس، معماری گوتیک و اندیشمندان در این حوزه و فلسفه‌ی مدرسی است. در بخشی میان این توضیحات آمده‌ است: آشنایی با زمینه‌ی اثر، که اساساً در عمل به متون برگردانده شده‌اند، پیش‌شرط لازم برای هر تفسیر تاریخی هنر شد. پیگیری پانوفسکی، در زمینه‌ی دانش اومانیستی و به‌طور خاص، تسلط او بر تفاسیر متون یونانی و لاتین، به‌طور چشم‌گیری باعث تمایز تحقیقات ادبی او از پژوهش فرمالیست‌های پیشین گشت.

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

هالی معتقد است به سطحی‌ترین سطح نقادی در شمایل‌شناسی دست یافته‌ایم: این مفهوم که پانوفسکی هیچ‌چیز درباره‌ی هنر به‌مثابه هنر نمی‌داند؛ به سبب شهرت او، به‌عنوان یک محقق کلاسیک، گامبریج می‌گوید: «تنها یک گام کوچک تا این سوءتعبیر مانده بود که پانوفسکی عمدتاً به متونی علاقه‌مند بود، که معنای نمادها و تصاویر را توصیف می‌کردند؛ و این‌که او به کیفیت‌های ظاهری هنر واکنشی نشان نمی‌داد.»

هالی در میان نظرات متفاوت از محققین در تاریخ هنر و انطباق آن‌ها با نظرات پانوفسکی می‌نویسد: «اگر سبک را فرمی مبتنی بر تاریخ در نظر بگیریم، با نگاه از این زاویه‌، مضمون و فرم تجلیات مشابهی از همان انگیزه‌ی تاریخی یا ذهنی می‌شوند و این حداقل هدف بیان‌شده‌ی پانوفسکی در ابتدای دوران حرفه‌ای‌اش بود.»

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی

پی‌نوشت:

[۱] Michael Ann Holly

[۲]. “An Iconological perspective”, Panofsky and the foundation of Art History.

شماره های قبلی این پرونده را در لینک‌های زیر مشاهده کنید:

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش اول

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش دوم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش سوم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش چهارم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش پنجم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش ششم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش هفتم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش هشتم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش نهم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش دهم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش یازدهم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش دوازدهم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش سیزدهم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش چهاردهم

خلاصه کتاب معنا در هنرهای تجسمی | بخش پانزدهم

نوشته‌های پیشنهادی

سرگئی دیاگیلف خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی

سرگئی دیاگیلف: دست به سیاه و سفید نمی‌زنم، اما حضورم ضروری است

سرگئی دیاگیلف: باله روس، زمان و نمایشگاه‌ها، درباره پاویون‌ها و ماراتون‌ها خلاصه کتاب شیوه‌های هنرگردانی | ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.