دوشنبه , ۶ خرداد ۱۳۹۸
خانه | خبر | سقاخانه از نو یا نو سقاخانه؟

گفت‌وگوی جاوید رمضانی با یزدان سعدی

سقاخانه از نو یا نو سقاخانه؟

سقاخانه از نو یا نوسقاخانه؟
گفت‌وگوی جاوید رمضانی با یزدان سعدی
به بهانه‌ی‌ نمایشگاه این هنرمند با عنوان «تهران‌تایمز» در گالری سیحون
آوام مگ: تنظیم سارا اوسطی

yazdan saadi 1

یزدان سعدی در معرفی خود می‌گوید: متولد شب یلدای سال 53 هستم و عملاً پیش از این‌که چند جایزه‌ی گرافیکی بگیرم، هیچ تحصیلاتی در زمینه‌ی هنر و حتا گرافیک نداشتم. من از کودکی به خط و طراحیِ لوگو علاقه داشتم و به‌صورتِ غریزی این کار را انجام می‌دادم. در هنرستان، رشته‌ی برق الکترونیک خواندم و فکر می‌کنم در کارهایم نیز جنبه‌ی فنی‌ام به چشم می‌آید. بعدها به صورت جسته‌گریخته و ناتمام به دانشگاه رفتم و عکاسی و گرافیک خواندم.

ــ در کدام دانشگاه تحصیل کردید و چرا ناتمام؟!

من در فوق‌ِ برنامه‌های دانشگاه تهران، در کلاس‌های تخصصی شرکت کردم، ولی فقط صرفاً به این دلیل که احساس می‌کردم چیزی در مطالعاتِ آزادم جا افتاده و باید تکمیلش کنم، که البته متوجه شدم کار اشتباهی کردم چون باعث شد که دو سال از هر خلاقیتی به‌دور باشم و تا تمامِ آن اتفاقات را از ذهنم پاک‌سازی کردم خیلی زمان برد. متوجه شدم که چرا دانشگاه‌ها خیلی کم آرتیست می‌سازند. چون در دانشگاه شما ناگزیر تحت‌تأثیرِ استادها قرار می‌گیری و آن قوه‌ی خلاقه‌ات کور می‌شود. صِرف درس خواندن دلیل موفقیت نیست، بلکه کار کردن لازمه‌ی آن است.

yazdan saadi 2

ــ سوابق کاری‌تان در زمینه‌ی هنر را بیشتر توضیح دهید.

من در سال 80-81 دو جایزه‌ی طراحی پوستر فجر بردم. اما کم‌کم از گرافیک به‌سمت نقاشی مهاجرت کردم.  چهار نمایشگاه بین‌المللی پوستر برگزار کردم. در واقع، همیشه دوست داشتم کاری را که ظاهراً نشدنی به نظر می‌رسد شدنی کنم. من این نمایشگاه را یک‌نفره برگزار کردم، به این صورت که تمام کارها بر عهده‌ی خودم بود و البته بسیار هم موفق بود و در جهان صدا کرد.

در زمینه‌های دیگر، من یک جایزه‌ی نفر اول مجسمه‌سازی هم در کارنامه‌ام دارم. از سال 90 به بعد، دیگر هیچ فعالیتی در زمینه‌ی گرافیک انجام ندادم.

ــ درآمدِ شما در هنر بیشتر از چه راهی به دست می‌آید؟

من از طریق نقاشی گذران زندگی می‌کنم. با اینکه زیاد نمایشگاه نمی‌گذارم، خدا را شکر از طریق فیسبوک و اینستاگرام فروش خوبی دارم. در واقع، کارهایی را که کانسِپتِ پیچیده‌ای دارند در فضای مجازی نمی‌گذارم، بلکه بیشتر کارهای قطع کوچک را منتشر می‌کنم. البته این درآمد فقط در حدّ گذران زندگی است و من راضی هستم.

yazdan saadi 3

ــ پس شما مرتب در حال تعامل با مردم هستید؟

بله، دقیقاً. حتا در نمایشگاه آخرم در گالری سیحون، همان مشتری‌های همیشگی چند کار را برداشتند و علاقه داشتند که از کارهای من مجموعه داشته باشند. به طور کلی، من آدم اجتماعی‌ای هستم و این تعامل را دوست دارم.

ــ اما این داستان با تجربه‌ی انفرادی شما در برگزاری نمایشگاه کنتراست ندارد؟!

من زمانی در اوایل دهه‌ی 80  یک گروه تئاتری تشکیل دادم و بسیار در زمینه‌ی فعالیت گروهی تجربه به دست آوردم، ولی متأسفانه فکر می‌کنم ما هنوز به درک درستی از کار گروهی نرسیده‌ایم. در واقع، تجربه من را به‌سمتِ این فردیت کشانده نه سرخوردگی.

جداشدنِ من از فضای گرافیک هم با همین فلسفه بود؛ می‌خواستم از یک آدمِ سفارش‌گیر به یک شخصیتِ خلق‌کننده تبدیل شوم. ترجیح می‌دهم آن انرژی را روی نقاشی بگذارم و الآن خیلی پُرکار هستم.

yazdan saadi 4

ــ پس شما فضای آکادمیک را تجربه نکرده‌اید؛ یعنی الآن نمی‌توانید پرتره‌ای شبیهِ خودم از من بکشید؟

بسیار بهتر از اشخاص آکادمیک می‌توانم این کار را بکنم. من همه‌چیز را تجربه کرده‌ و از طریق تجربه آموخته‌ام. تمام مراحل را با تجربه و مطالعه طی کرده‌ام تا به این‌جا رسیده‌ام؛ حتا مجسمه‌سازی را به موازات نقاشی کار کردم.

ــ فکر می‌کنید در هنر معاصرِ ما بیشترین کارهایی که مخاطب دارند و به فروش می‌رسند چه کارهایی هستند؟

به نظر من در حال حاضر، هنر معاصر خیلی بازه‌های کوتاهی دارد؛ یعنی پنج سال پیش را نمی‌توان با اکنون مقایسه کرد و رویکردها، ذهنیات و سلایق ما متفاوت می‌شود. چیزی که من امروز می‌بینم آن است که هنر ما بازار ندارد؛ اما اگر اشتباه نکنم، فکر می‌کنم نمایشگاه من امسال تنها نمایشگاهی بود که sold out  شد، در‌صورتی‌که کارها ارزان هم نبودند. من فکر می‌کنم که علت این موضوع ایده است. اکنون ما از تکنیک گذر کرده‌ایم و ایده‌ها هستند که در نهایت برنده می‌شوند. ما تکنیک را می‌توانیم در تمام کارهای قدیمیِ هنرمندانِ برجسته بیابیم.

به نظر من، معنی ندارد که هنرمند به روستایی کوچ کند و خلوت‌گزینی ‌کند تا کار هنری خلق کند. هنرمند باید در بطن جامعه و وقایع روز زندگی کند.

ــ سؤال من این است که وقتی شما چنین اثری را ارائه می‌کنید، چه نگاهی به فضای اطرافتان دارید؟ چرا باید روزنامه بستر نقاشی‌هایتان شود؟

نام یکی از نمایشگاه‌های من «ذخیره برای حافظه‌ی تاریخی» است؛ یعنی من می‌خواهم یک‌سِری اخبارِ خاص را save  کنم. به‌عنوانِ مثال، فردی یکی از کارهای من را می‌خرد و به مدت بیست سال نگه می‌دارد؛ ممکن است بیست سال بعد، کسی به آن اثر مراجعه کند و ببیند که بیست سال قبل در جامعه چه خبر بوده، چرا این روزنامه این‌جاست و چرا روزنامه‌های دیگر نیستند! حتماً این روزنامه نکته‌ی خاصی داشته که تبدیل به یک اثر هنری شده. من در این مجموعه چندین کانسِپت را لایه‌به‌لایه همراهِ هم دارم و جست‌وجو کرده‌ام.

ــ چه‌کسانی قبل از شما در کار هنری از روزنامه استفاده کرده‌اند؟

روزنامه چیزی نیست که تا به حال رویش کار نکرده باشند. به نظر من، مثل کائنات می‌ماند که ما نمی‌توانیم به‌طور قطع اذعان کنیم که تنها در سیاره‌ی ما حیات وجود دارد؛ در این‌جا نیز من قطعاً نمی‌توانم بگویم که فقط من روی روزنامه کار کرده‌ام. اما آنچه تفاوت ایجاد می‌کند رویکردهای هر هنرمند نسبت به مسائل است. روزنامه مانند بومِ یک‌پایه است و هرکس می‌تواند رویش کار کند؛ اما آن‌چه کار من را با استقبال زیادی مواجه کرده قطعاً رویکرد متفاوتِ آن بوده است. من با توجه به مسائل زیادی این آثار را به وجود آورده‌ام. خودِ تکست باآنکه زبان متفاوتی است اما می‌تواند مرتبط باشد با تصویرسازی‌های من روی روزنامه، و در عین حال نیز می‌تواند غیرمرتبط باشد. نوعی آشنایی‌زدایی از نگارگری و هنر سقاخانه‌ای! به طور مثال، رستم همیشه در آثار من یک قهرمان نیست؛ بارها او را به صورت ضدّ قهرمان و حتا یک آدم معمولی تصویر کرده‌ام. نگاه من نگاهی پست‌مدرن است. کارهای من پکِیجی از ایده‌هاست. من حتا به نوع پرِزانته‌ (ارائه‌)ی کار نیز فکر کرده‌ام.

yazdan saadi 5

ــ به چه دلیل سایز کارهایتان کوچک است؟

من دو تا کاراکترِ آرتیستیک دارم: یکی زمانی که در آتلیه کار می‌کنم و یکی هم زمانی که در کافه می‌نشینم و کار می‌کنم. کسانی که من را می‌شناسند می‌دانند که همیشه لوازم طراحی‌ام را به همراه دارم و از هرزمانی برای طراحی‌کردن استفاده می‌کنم، و شاید این دلیل سایز کوچک کارهای من باشد. البته که انتخاب روزنامه به ایده‌ی من برمی‌گردد و اصولاً روزنامه در ابعاد واقعی‌اش استفاده شده. ولی من کارهای بزرگ هم کم ندارم و به‌مرورِ زمان آن‌ها را هم به نمایش خواهم گذاشت.

ــ اگر من از شما بخواهم هنرمندی را که مسیرش را ادامه داده‌اید نام ببرید، از چه‌کسی یاد خواهید کرد و چرا؟

پاسخ‌دادن به این سؤال بسیار سخت است چون من اندیشه و دیدگاهِ خودم را دارم که با دیگر هنرمندان متفاوت است؛ اما افرادی را نام می‌برم که از لحاظ اندیشه بسیار بر من تأثیرگذار بوده‌اند؛ مثلِ صادق هدایت، سپهری و کیارستمی. و اما در حوزه‌ی تجسمی، مثلاً به آقای زنده‌رودی ارادت بسیار خاصی دارم و به‌طور کلی مکتب سقاخانه برای من جذاب است، اما نمی‌توانم تک‌تکِ افراد را نام ببرم.

من کارهای این افراد را بسیار دوست دارم، ولی چنین نبوده که دنباله‌روِ آن‌ها باشم، بلکه سعی کرده‌ام ادامه‌ی آن راه باشم و با نگاهی متفاوت رویکردی جدید ایجاد کنم.

ــ نقاش‌ها را بیشتر دوست دارید یا هنرمندان کانسِپچوال را؟

هر آدمی یک پدیده است. من از کودکی بسیار مطالعه کرده‌ام و حوزه‌ی مطالعاتم بسیار گسترده است. من هرگز به‌صورت تخصصی تنها در هنرهای تجسمی مطالعه نکرده‌ام بلکه در حوزه‌های خیلی متفاوتی از قبیلِ تاریخ فلسفه، تاریخ سینما، مسائل اجتماعی و… به تحقیق و مطالعه پرداخته‌ام و تمامی این تجربه‌ها بر اندیشه‌ی من تأثیر گذاشته‌اند. اما خودم بیش‌تر از هرچیز خودم را یک کانسپچوال‌آرتیست می‌دانم. شاید ابزار ارائه‌ام نقاشی باشد، اما طرز فکرم نقاشانه نیست. هدف من صِرفِ ایجاد یک نقش نیست بلکه ایجاد یک تفکر تازه است که با مدیاهای مختلفی مثل نقاشی، مجسمه، عکس و… کار می‌کنم. دغدغه‌ی من شوِ آثارم نیست؛ دغدغه‌ی من کنکاشِ درونی است.

ــ آیا هنرمندان باید رسالت اجتماعی داشته باشند؟

هنرمند می‌تواند رسالت اجتماعی داشته باشد یا نداشته باشد. هیچ مانیفستی وجود ندارد که هنرمند حتماً باید رسالت اجتماعی داشته باشد و این کاملاً به خود هنرمند برمی‌گردد. من هرگز این توصیه را به کسی نمی‌کنم که حتماً رسالت اجتماعی داشته باش؛ هنرمند کارش تولید هنر است. هنرمند موجودی است با حِس‌گرهای قوی‌تر و چندین‌برابرِ یک انسان عادی ورودی و دریافتی دارد و از هرچیزی لایه‌های عمیق‌تری را درک می‌کند؛ اما این‌که در خروجیِ آثارش رسالتی باشد من نمی‌توانم در مورد همه یکسان ببینم. اما در مورد خودم، دوست دارم رسالتی در کارهایم باشد؛ اما این‌که این رسالت چیست و برای چه قشری است یک امر خصوصی است. ممکن است کار من فقط بر هنرمندان تأ‌ثیر بگذارد و کار دیگری بر عموم مردم. اما من دلم می‌خواهد بیشتر بر هنرمندان جوان‌تر از خودم تأثیر بگذارم. به نظر من، خوب است که هنرمند رسالت اجتماعی داشته باشد، اما اگر نداشت هم هیچ ایرادی به کارش وارد نیست. زیبایی هم می‌تواند یک رسالت باشد و به نظرم نباید این رسالت را صرفاً در ایجاد و انتقال یک مفهوم یا طرز فکرِ خاص بدانیم. من به‌هیچ‌عنوان به هنرمند سیاسی اعتقادی ندارم؛ هنرمند موجودی است اجتماعی که می‌تواند رسالت هم داشته یا نداشته باشد.

ــ برنامه‌ی آینده‌ی شما برای نمایش آثارتان چیست؟

من تا پنج سال آینده رزروِ نمایشگاه دارم و از طرف گالری‌ها بسیار مورد استقبال قرار گرفته‌ام. همین‌الآن هم دارم روی مجموعه‌های جدیدم کار می‌کنم و می‌خواهم در آینده کارهای بسیار بزرگ تولید کنم. صرفاً وفادار به نقاشی نیستم و در آینده کارهایی با مدیاهای جدید از قبیل چیدمان و غیره هم خواهم داشت.

گفت‌وگو با هنرمندان را اینجا دنبال کنید:

1

اسطوره های روایتگر حمید فام

گفتگوی جاوید رمضانی با حمید فام  نقش و حضور اساطیر در نقاشی های این هنرمند آوام مگ: تنظیم سارا اوسطی حمید فام، نقاش، طراح و خوشنویس ایرانی است که رشته‌ی نقاشی را در مقطع کارشناسی در دانشکده‌ هنر دانشگاه سیستان و بلوچستان، و در مقطع کارشناسی ارشد در دانشکده هنر دانشگاه شاهد تهران پشت‌سر گذاشته …

۰ comments

elham moayednia sene artgalleries.ir1

الهام موید نیا | می‌خواهم با نقاشی مکالمه برقرار کنم

الهام موید نیا | می‌خواهم با نقاشی مکالمه برقرار کنم گفت‌و گو جاوید رمضانی با الهام موید نیا سایت تندیس: تهیه و تنظیم دینا صنیعی جاوید رمضانی: مختصری از خودتان بگویید. آیا سوابق آکادمیک دارید یا به صورت تجربی کار کرده‌اید؟ الهام موید نیا: نقاشی را از بچگی کار کردم، هنرستان هنرهای زیبای اصفهان رفتم …

۰ comments

hossein emad

گفت‌وگو با محمدحسین عماد | من فرمالیست نیستم

گفت‌وگو با محمدحسین عماد | من فرمالیست نیستم گفت‌وگو جاوید رمضانی با محمدحسین عماد | قسمت اول تنظیم کننده: دینا صنیعی محمدحسین عماد متولد ۱۳۳۶ اراک است. او هنر را به صورت تجربی و با نقاشی آغاز کرده. عماد سال‌های زیادی است که به مجسمه‌سازی می‌پردازد. فلز و چوب در دوره‌های اخیر آثار عماد نقش اساسی یافته‌اند. وی …

۰ comments

mohammad hosein emad

محمد حسین عماد | شنیدن صدای دیگری تنها راه ارتباط بشر

گفت‌وگو جاوید رمضانی با محمد حسین عماد | قسمت دوم
سایت تندیس: تهیه و تنظیم دینا صنیعی

۰ comments

kayoumarth kiasat sareban 9

گفت‌وگو با کیومرث کیاست | هویت مساوی است با رنج

گفت‌وگو با کیومرث کیاست | هویت مساوی است با رنج گفت‌وگو جاوید رمضانی با کیومرث کیاست تنظیم کننده: دینا صنیعی کیومرث کیاست، هنرمند باسابقه، متفکر و معلمی گرانقدر است که چندی پیش شاهد نمایشگاه او در گالری ساربان بودیم وی از مرزهایی که حاصل ۶۰ سال کوشش و تلاش در عرصه‌ی هنر اجتماعی است عبور …

۰ comments

14 gallery masoud nader

مسعود نادر کیوریتور و مدیر هنری در گفتگو با تندیس

گفتگوی مسعود نادر کیوریتور و مدیر هنری خانه نگار  ۱۴ با جاوید رمضانی  تنظیم کننده: روژان سرهنگی مسعود نادر کیوریتور و مدیر هنری به مدت ۳۰ سال است که در حیطه هنری مشغول به فعالیت است و تخصص اصلی وی روی آثار هنر اسلامی است. نادر از سال ۲۰۰۰ تلاش‌های موثری در زمینه‌ی فروش آثار …

۰ comments

shahram karimi 11

در هنر ایران هنرمند ایرانی ابتدا یک هنرمند نیست یک ایرانی است

در هنر ایران هنرمند ایرانی ابتدا یک هنرمند نیست یک ایرانی است گفتگوی جاوید رمضانی با شهرام کریمی تنظیم کننده: دینا صنیعى جاوید رمضانی: با توجه به پیشینه شما که هم هنرمند هستید، هم می‌نویسید و هم کار دیزاین انجام می‌دهید، هنربان هم که بوده‌اید. نمایشگاهی که اخیراً در نیویورک از هنرمندان ایرانی ترتیب داده‌اید و …

۰ comments

mohsen jamali nik 2

گفتگوی جاوید رمضانی با محسن جمالی نیک | گل و مرغ و زنبور

گفتگوی جاوید رمضانی با محسن جمالی نیک | گل و مرغ و زنبور تنظیم کننده: دینا صنیعى محسن جمالی نیک جمله خواهی نشوی رسوا را برای خود برعکس کرده است، «خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو» اگر بخواهیم همرنگ شویم، باید تیپ هنری بزنیم، زلف بر باد بدهیم و جلوی در گالری‌ها با ماشین‌های لوکس گپ‌های …

۰ comments

گفتگوهای دیگر را اینجا ببینید.

لینک های مرتبط:

«خیال خالی» حمید فام در گالری فرشته

«خیال خالی» حمید فام در گالری فرشته گزارش تصویری نمایشگاه به گزارش سایت تندیس: نمایشگاه انفرادی حمید فام با عنوان«خیال خالی» در گالری فرشته ۲۰ مهر گشایش یافت و تا ۷ آبان ادامه دارد. حمید فام نقاش، طراح، خوشنویس و مدرس دانشگاه که نمایشگاه‌های متعددی را در کارنامه خود به ثبت رسانده در بیانیه این …

۰ comments

نوشته‌های پیشنهادی

درسهایی برای هنربانان قسمت 3

پرونده‌ی درس‌هایی برای هنربانان | مشکلات واقعی هستند

پرونده‌ی درس‌هایی برای هنربانان | قسمت سوم مشکلات واقعی هستند نویسنده: یان فرورت (Jan Verwoert) ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

مزایای عضویت در خبرنامه آوام‌مگ را میدانید؟
دریافت بهترین مطالب وب سایت آوام مگ
ما هم از اسپم متنفریم و مطمئن باشد مشخصات شما امن خواهد بود.