خانه | خبر | گفتگو با علی دهباشی | مرگ بر در خانه مجلات، مرگِ بی کاغذی، مرگ گرانی

سردبیر مجله‌ی بخارا از تاثیر مجله تندیس بر جامعه تجسمی چه می‌گوید؟

گفتگو با علی دهباشی | مرگ بر در خانه مجلات، مرگِ بی کاغذی، مرگ گرانی

گفتگو با علی دهباشی | مرگ بر در خانه مجلات، مرگِ بی کاغذی، مرگ گرانی
سردبیر مجله‌ی بخارا از تاثیر مجله تندیس بر جامعه تجسمی چه می‌گوید؟
گفتگوی اختصاصی سایت تندیس با اهالی هنر در اهمیت مجله تندیس

وب‌سایت تندیس در راستای اهمیتِ مجله‌ی تندیسی که از ابتدای سال ۹۷ هنوز منتشر نشده‌است و جایگاه آن در جامعه تجسمی ایران در بیش از یک دهه گذشته گفتگوهایی با هنرمندان و صاحب‌نظران این حوزه ترتیب داده است تا از خلالِ آن، هم نقش این مجله در طول سال‌های انتشارش مورد نقد و بررسی قرار گیرد و همچنین شاید مسیری برای خروج از این بن‌بست پیش پایِ دست‌اندرکاران این مجله گشوده شود.

علی دهباشی سردبیر مجله‌ی بخارا
در ماه‌های گذشته بازار کاغذ به شدت دچار نوسان بوده است. گرانی بیش از حد کاغذ و از طرفی، کمبود این کالا باعث شده تا ناشران، چاپخانه‌‌ها، روزنامه‌‌ها و مجلات روزهای سختی را پشت سر بگذارند. سال گذشته کاغد، کیلویی ۲۲۲۰ تومان خریداری می‌شد که اکنون به قیمتِ ۶۰۰۰ تومان هم در بازار پیدا نمی‌شود. همین کاغذ گران که نزدیک به ۳ برابر افزایش قیمت داشته، حال کمیاب شده و چندان قابل دسترس همگان نیست. مطبوعات که رکن چهارم دموکراسی در کشور قلمداد می‌شود، این روزها در تلاش است تا از بحران‌های پیش رو به سلامت عبور کند که البته بسیاری از آن‌ها طی ماه‌های گذشته به تعطیلی کشیده شده‌اند.

علی دهباشی – روزنامه‌نگار و سردبیر مجله‌ی بخارا- با اشاره به بحران گرانی و کمبود کاغذ، ادامه‌ی انتشارِ نشریات کاغذی را دشوار ارزیابی می‌کند و می‌گوید: این روزها مرگ بر در خانه‌ی هر مجله‌‌ای نشسته است؛ مرگِ بی کاغذی، مرگ گرانی. سرنوشت محتوم نشریات در ایران یا توقیف است یا ورشکستگی مالی. مجلات و نشریاتی مثل تندیس که مستقیماً با فرهنگ و نبض هنر در تماس‌‌اند، بیشتر از همه در معرض خطر تعطیلی هستند، آن‌چنان که تندیس سرانجام به این سرنوشت دچار شد. فرداروزی نوبت بخاراست، و چندی بعد مجله‌ای دیگر. این بحرانی است که گذرش بر سر هر خانه‌ای می‌افتد و متأسفانه دولت نیز هیچ گونه حمایتی نمی‌کند.

او با بیان این مطلب که بی‌تفاوتی نسبت به وضعیت نشریات آن‌‌ها را گرفتار مشکلات عدیده‌ای ساخته، می‌افزاید: کل هزینه‌ی کاغذ مجلات تندیس، بخارا، آنگاه، اندیشه پویا، مهرنامه، تجربه و … مگر چقدر می‌شود؟ به راستی این‌ها چه هزینه‌ای برای دولت دارد؟ مبلغی بسیار ناچیز. اما دولت به تماشا نشسته است. بی توجهی نسبت به سرنوشت مطبوعات آن چنان شد که مشکلات مالی گریبانِ تندیس را گرفت. آن‌ها که نسبت به تعطیلی تندیس بی‌تفاوت هستند، بدانند که فردا نوبت خود آن‌هاست.

سردبیر مجله‌ی بخارا با تأکید بر نقش حیاتی کاغذ برای مطبوعات بیان می‌کند: کاغذ شاهرگ حیاتی نشریه است. مجله‌ی بخارا نیز مانند بقیه‌ی نشریات، مستقیماً با بحران کمبود و گرانی کاغذ دست و پنجه نرم می‌کند. اگر در بر همین پاشنه بچرخد، ممکن است تا دو شماره دیگر بخارا هم سرنوشت تندیس را پیدا کند. گوش‌ها بسته است. صداها شنیده نمی‌شود و فریاد ما به جایی نمی‌رسد.

او در پایان خاطرنشان می‌‌سازد: فضای مجازی عالم خودش را دارد که مجزا از مطبوعات کاغذی است. هر چند فضای مجازی می‌تواند در جنبه‌های خبری تأثیراتی داشته باشد و انتشار مجلات کاغذی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد، اما‌ سایت‌ و فضای تلگرام جایی نیست که ما بتوانیم مقالاتِ بلند تخصصی را از آنجا بخوانیم. فرصت‌های مجازی فرصت‌های کوتاهی است که بیشتر به کار خبر می‌آید.

گفتگوهای پیشین را در هیمن زمینه اینجا بخوانید:

نوشته‌های پیشنهادی

تاریخ مطبوعات تجسمی تالار قندریز

آغاز، میانه و اکنونِ مطبوعات تجسمی در ایران | بخش دوم

آغاز، میانه و اکنونِ مطبوعات تجسمی در ایران بخش دوم مجله هنرهای تجسمی آوام: رضا یاسینی ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.